جلسه ۱۸۸
توضیحات:
75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شيء خلافا للثنوية و المعتزلة
جلسه ۱۸۸
12كيفَ و هو تَعالىٰ عِندَهم عينُ العلمِ و الإرادةِ و الاختيارِ فَكيفَ يَعتَقِدونَ أنَّ فَاعليَّتَه كَفَاعِليَّةِ الشَّمسِ لِلإشراقِ أو النّار لِلإحراقِ؟!1
«[چگونه اینطور است درحالیکه] خداوند عین علم و عین اراده و اختیار است. چگونه اینها [اینطور] میدانند [که] فاعلیت خدا مثل فاعلیت شمس برای اشراق میماند بدون اختیار؟! یا مانند نار برای احراق است بدون اختیار؟!
غُررٌ في عُمومِ قُدرَتِه تَعالىٰ لِكُلِ شَيءٍ خلافاً لِلثَنويةِ وَ المُعتَزِلَةِ.2
وَ ذلكَ لِوُجوهٍ أحَدُها قُولُنا يُعطي عُمومَها عُمومُ الجَعل ـ مَبنیٌ لِلمَفعولِ أي المَجعُوليةُ ـ عامةٌ لِجميعِ المُمكِنات لِعُمومِ مَا هُوَ مَناطُها وَ هُوَ الإمكانُ و إذا كانَ الكُلُّ لا بُدَّ مِن مَجعوليَتِها لِإمكانِها وَ لا يَصلَح لِإعطاءِ الوُجودِ إلاّ واجِبَ الوُجودِ لِأنَّ غَيرَهُ لا يَخلُو عَن مُلابِسَةِ قُوةٍ سَواءً كانَت إمكاناً ذَاتياً أو استعدادياً مَعَ عَدَمِ إفادَةِ العَدَم لِلوُجودِ وَ نَفي إعطاءِ القُوَةِ لِلفِعلِ ثَبَتَ عُمومُ قُدرَتِه تَعالىٰ عَلى كُلِّ شَيءٍ.3
«[فصل عموم قدرت حقتعالى و انكار ثنويّه و معتزله].»
«آن برای وجوهی است که یکی از آن وجوه این است که میگوییم: جعل عمومیت دارد» پس قدرت خدا هم عمومیت دارد؛ حالا جعل یا جعل بسیط است یا جعل مرکب؛ هردوی اینها جعل است، «این مبنی بر مفعولیت است.»
عموم مجعولیت برای جمیع ممکنات
«مجعولیت برای جمیع ممکنات عام است»، چرا مجعولیت برای همۀ ممکنات است؟ «چون ملاک مجعولیت عام است، ملاک چیست؟ امکان است؛ امکان ذاتی برای همه هست و از آنجایی که چارهای از مجعولیت کل نیست، از آنطرف فقط واجبالوجود میتواند اعطای وجود کند چون غیر واجبالوجود خالی از ملابسۀ قوه نیست» و به فعلیت تامّ نرسیده، همه یک قوهای را دارند «حالا میخواهد آن امکان ذاتی باشد یا امکان استعدادی باشد» بالأخره در مرحلۀ قوه هستند، نه در مرحلۀ فعلیت تامّه. «از آنطرف هم این عدم ”وجود“ را افاده نمیکند و هیچوقت قوه فعل را اعطاء نمیکند [ثابت میشود عمومیت قدرت حق تعالیٰ بر هر چیزی]»، فعل است که قوه را به فعل میرساند نهاینکه قوه است که خود را به فعلیت تبدیل میکند. وقتی اینطور شد پس ایشان یکی از راهها که عموم الجعل باشد وارد شدهاند.
- . منظومه، ج 3، ص 616.
- . منظومه، ج 3، ص 618.
- . منظومه، ج 3، ص 619.

