جلسه ۱۸۸
توضیحات:
75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شيء خلافا للثنوية و المعتزلة
جلسه ۱۸۸
7این چیزی است که آقایان ما میگویند یعنی مراجع ما قائل به این هستند. آخوندهای ما قائل به این هستند، آنهایی که از هیچچیزی خبر ندارند قائل به این هستند و این کفر محض است. بهجهت اینکه اگر ما قدرت را در خداوند بدانیم، چطور میتوانیم قدرت او را تخصیص بزنیم؟! آیا مشیّت خداوند مطلق است یا مطلق نیست؟! آیا خداوند شیئی را اراده میکند یا اراده نمیکند؟! خداوند میخواهد یا نمیخواهد؟! یااینکه خدا خواستش را منوط به خواست ما قرار داده است؟! کدامیک از اینها است؟! اگر خدا شیئی را میخواهد پس چه شخصی است که از خواست او جلوگیری کند؟! اگر خدا چیزی را نمیخواهد پس چه قدرتی است که بر خلاف خواست او عمل میکند؟! اگر خدا هیچچیزی را نمیخواهد و خواست خود را بر خواست ما متوقف کرده است، این علت میشود، و خودش کنار نشسته است و میگوید: هرچه معلول انجام بدهد من هم همان را میخواهم یعنی معلول است که مشیّت خود را بر مشیّت خدا ترجیح میدهد. یا برای خدا خواست درست میکند، خدا که خواستی ندارد؛ میگوید: تو چه میخواهی؟! میگوید: من این را میخواهم، میگوید: پس من این را قبول دارم. پس در اینجا خداوند متعال دستبسته کنار نشسته است و مشیّت خود را بر مشیّت اینها متوقف کرده است.
تمام اینها کفر است و این مساکین خبر ندارند که این حرفهایی که میزنند دارد سر از کجا درمیآورد فقط همینطور ریش دراز کردهاند و از مسائل هیچگونه اطلاعی ندارند. همۀ اینها کفر و شرک است.
خواست خداوند متعال یک خواست است مشیّت خدا یک مشیّت است و این مشیّت او مطلقه است. چگونه ممکن است که تمام اشیاء از نقطهنظر ذات متدلّی به خداوند باشند و متکی به او باشند اما از نقطهنظر فعل مستقل باشند؟! آن فعلی را که میگویند انجام میدهد، مگر سوای بقاء ذات است؟! مگر سوای خودِ همان افعال و لوازم ذات است؟! شما وجود خود شیء را در دست میگیرید ولی افعال او در دست شما نیست؟! کرداری که او انجام میدهد در دست شما نیست؟! وقتی که ما مسئلۀ وجود را و اصل وجود و وحدت وجود را ثابت کردیم، چگونه ممکن است شما به افعال و کردار جدای از مسئلۀ وحدت وجود، حکومت مستقل بدهید؟! مگر میشود؟! اگر خود وجود، وجود واحد است و آن وجود واحد، وجود نازلۀ پروردگار است، یعنی افعال خارج از آن وجود نازله است؟! مسخره نیست؟! اصلاً مسخره است دیگر این جمع بین متناقضین است.

