جلسه ۱۸۹
توضیحات:
75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شيء خلافا للثنوية و المعتزلة
جلسه ۱۸۹
10ذاتی بودن حال اختیار برای انسان
این حال اختیار در ما هم ذاتی است و از طرف ما نیست.
أو يكونَ وجودُ الاختيارِ فيه لا بِالاختيارِ فَيكونُ مجبولاً على ذلكِ الاختيار مِن غيرِهِ و يَنتَهِي إلى الاختيارِ الأزلي.1
یااینکه وجود اختیار در این آدم به اختیار نیست بلکه شخص دیگری این اختیار را در وجود ما مجبول کرده است. این انسان [از جانب] غیر خودش بر این اختیار مجبول است و این به خدا برمیگردد، به اختیار ازلی برمیگردد.
عمومیت داشتن قدرت خدا
پس اختیاری که به ما داد معنایش این است که آن فعلی را که ما داریم انجام میدهیم برگشتش به اختیار ازلی است پس خداوند هم در ذواتمان قدرت دارد و هم اینکه قدرت خدا به افعال ما کشیده شد. و اینطور نیست که خدا فقط ذوات ما را اختیار کرده است و افعال ما را اختیار نکرده است و محدودیت برای اختیارش در افعال قائل شده است و افعال را به ما تفویض کرده است اما در ذوات برای خودش این را اختیار کرده است. اگر اینطور باشد بنابراین لازمهاش این است که اختیار افعال به خدا منتهی نشود و به تسلسل برگردد؛ یا تسلسل باشد و یا باید به خودش برگردد. پس معلول میشود اختیار خداوند شامل همه شده است اعمّ از ذوات و غیر ذوات و این اختیار ناشی از قدرت است پس قدرت خدا عمومیت دارد.
انتهى بِاختصارٍ ما لكن هذا لا يُنافي كونَ فعلِ العبدِ بِاختيارِهِ إذِ الفعلُ الاختياري ما يكون ذلك الفعلُ بالاختيار لا ما يكونُ اختيارُ الفعلِ بالاختيارِ.2
این منافات ندارد که فعل عبد به اختیارش باشد، (عبد مجبور نیست) زیرا فعل اختیاری آنی است که این فعل بهواسطۀ اختیار باشد نهاینکه فعل اختیاری این است که خود اختیار فعل هم به اختیار باشد.
این باطل است. فعل اختیاری به آن فعلی میگویند که شخص بتواند انجام بدهد و بتواند انجام ندهد. خب ما هم همینطور هستیم میتوانیم این کاغذ را برداریم و میتوانیم برنداریم، این فعل اختیاری میشود اما اینکه خودِ همین حالتی که در من است آنهم دست من باشد و بتوانم آن حالتم را ایجاد کنم یا نکنم، دیگر به این فعل اختیاری نمیگویند. این دلیل چهارم مرحوم حاجی بود.
- . منظومه، ج 3، ص 623.
- . منظومه، ج 3، ص 623 و 624.

