جلسه ۱۸۹
توضیحات:
75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شيء خلافا للثنوية و المعتزلة
جلسه ۱۸۹
9فإنْ كانَ غيرَ حادثٍ لَزِمَ أنْ يَصَحبُه مُنذُ اوّل وجودِهِ.1
اگر غیر حادث باشد باید این از اوّل وجود پیش [او باشد].
یعنی این شخصی که میخواهد اختیار کند اگر بگوییم که حادث نیست پس اوّل زمانی که وجود داشته است این با این شخص مصاحب بوده است؛ همین که میخواهد، با او مصاحب بوده است درحالیکه اینطور نبوده است.
و إن كان حادثاً و لِكلِّ حادثٍ مُحدِثٌ فَيكونُ اختيارُه عَن سببٍ فَإمّا أن يكونَ هو أو غيرُهُ فإنْ كانَ هو نفسُهُ فإمّا أن يكونَ إيجادُه لِلاختيارِ فَيَتَسلسل.2
اگر حادث است، هر حادثی یک مُحدِث میخواهد پس این شخص که آمده فعلی را اختیار کرده است این اختیار او از یک سببی هست؛ حالا یااینکه این سبب، خودش هست یا غیرش هست یعنی خود انسان سبب برای اختیار خودش هست یعنی خود انسان اختیار را اختیار میکند. اگر اینطور باشد تسلسل پیدا میشود.
اینکه این اختیار خودش را ایجاد کرده است مثل این است که من الآن برداشتن این کاغذ را اختیار میکنم، اینکه این را اختیار میکنم این از اختیار من ناشی میشود که من قبلاً یک اختیاری کردهام که الآن توانستهام این کار را انجام بدهم. در اینجا همان تسلسل پیدا میشود و نقل کلام در آن میکنیم. یعنی این حال نفسانی من که میتوانم انجام بدهم و میتوانم انجام ندهم دیگر دست خودم نیست تااینکه بگویم: همین حال نفسانی دست خودم است؛ میتوانم این حال نفسانی را در خودم ایجاد کنم و میتوانم ایجاد نکنم. یعنی این حالی که الآن انجام و عدم انجام فعل برای من علیالسویه است ـ یک حالی در من است ـ آیا این حال هم باز به اختیار من است یا بدون اختیار من است؟!
تلمیذ: این دیگر ذاتی است.
استاد: بله، این دیگر ذاتی است یعنی این دیگر مافوقی ندارد یعنی این دیگر ذاتی وجود انسان است دیگر معنا ندارد منبابمثال بگوییم که مَیَعان این ماء هم به اختیار خودش است. مثل شوری نمک میماند مثل میعان ماء میماند مثل شیرینی شکر میماند. دیگر نمیتوانیم بگوییم که این میعان آب به اختیار آب است یعنی هروقت آب بخواهد مایع میشود هروقت نخواهد، نمیشود، پس چه میشود؟! سنگ میشود؟! این سنگ شدن دیگر معنا ندارد این میعان آب و شوری نمک ذاتی است.
- . منظومه، ج 3، ص 623.
- . همان.

