اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شي‌ء خلافا للثنوية و المعتزلة

جلسه ۱۹۰

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  •  

  • و لِهذا قال تعالى:‌ ﴿فَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ﴾1 و قالَ النَّبي صلّی الله علیه و آله و سلّم: شَيَّبَتْنِي سورةُ هود لِمكانِ هذِهِ الآية.

  • در این بیان دو روایت نقل شده است؛ یکی «شَيَّبَتْنِي سورةُ هود»2 است و یکی «شَيَّبَتْنِي سورةُ هود لِمكانِ هذِهِ الآية» است. این‌هم همین ﴿فَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ﴾ است که به معنای استقامت و عدم اعوجاج از طریق حق است و برپا برجا بودن بر حقیقت تکلیف است و عدم انحراف و اعوجاج و عدم خطور خاطره‌ای به ذهن و به قلب و به سرّ است و به‌عبارت دیگر رساندن قضیه به نهایت و مآلش می‌باشد که این خیلی مشکل است. انسان چطور در طول زندگی دقیقاً خودش را با آن مجرا و ممشای امر الهی تطبیق بدهد به‌نحوی‌که ابداً و به ‌هیچ‌وجه سر سوزنی تخطّی نداشته باشد. این یک مراقبۀ خیلی شدیدی می‌خواهد و یک توجه خیلی زیادی می‌خواهد که این بار و این مسئولیت بدون اینکه کمترین تخطّی در آن واقع شود به نهایت برسد و به‌عبارت دیگر «فُزتُ وَ رَبِّ اَلکَعبَة»3 در وقتی گفته بشود که دیگر بار به آخر رسیده و مسئولیت انجام پذیرفته است.

  • یک وقتی به ما تکلیف می‌دهند و ما می‌گوییم که حالا می‌رویم انجام می‌دهیم و روی ممشا حرکت می‌کنیم و هرچه باداباد. یک وقتی هم به ما می‌گویند که باید تکلیف را انجام بدهی و تخطّی هم نکنی و اگر تخطّی کردی معاقَب می‌شوی! یااینکه فرض کنید آن مسائل برایت پیدا نمی‌شود. ﴿فَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ﴾ می‌خواهد این را برساند؛ می‌گوید: اگر می‌خواهی آن جهات برایت پیدا شود باید اِستقم باشی باید استقامت کنی والاّ به آن مرتبه نمی‌رسی!

  • شاخصۀ یک سالک کارکشته و درست حسابی

  • سالک آن کسی است که خودش را با تقدیر وفق بدهد

  • یک وقتی شخصی خدمت آقا آمده بود و از بعضی از نزدیکانش شکایت داشت و خیلی او را اذیت می‌کردند. آقا به او فرموده بودند که ... یعنی خلاصه می‌خواستند این‌طور به او بگویند که راه برای دعا باز است منتها آیا با دعا و نفرین کردن مشکل حل می‌شود؟! آیا دعا و نفرین سبب رشد و کمال می‌شود؟! یااینکه انسان باید گاهی اوقات اینها را کنار بگذارد و نباید کاری داشته باشد. یک موحد آن شخصی نیست که راحتی خودش را برای حرکت خودش بخواهد بلکه یک موحد و سالک آن کسی است که خودش را با تقدیر وفق بدهد این می‌شود یک سالک کارکشته و درست حسابی. ایشان فرمودند: وقتی پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را اذیت می‌کردند؛ به پیشانی سنگ می‌زدند تا به‌طرف کوه فرار می‌کرد از پای پیغمبر خون می‌آمد سرش تمام شکسته بود، جبرائیل آمد و گفت: یا رسول الله من تمام قوای عالم وجود را در اختیار تو گذاشتم نفرین بکن که خدا اینها را ازبین ببرد و افراد دیگر را که مطیع تو باشند بیاورد. حضرت فرمودند: نه، إنَّ رَبی أعلَمُ بحالی! مضمون این عبارت‌ها بود4 یعنی وقتی که او دارد می‌بیند من چرا نفرین کنم؟! خیلی حرف عجیبی است که حضرت دارد می‌زند، می‌گوید: او دارد می‌بیند، اگر می‌خواهد خودش بکند چرا به من واگذار کرده است؟! اگر دلش می‌خواهد خودش کاری انجام بدهد دستش که بسته نیست چرا به من واگذار کرده است؟! آیا چیزی را که تقدیرش نیست را به من واگذار کرده است یا نه، می‌گوید که یا رسول الله تو دعا کن چون جا داریم تا جا؛ در بعضی از اوقات امر می‌آید که دعا کنید مثل ﴿ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡ﴾5 اما در بعضی از جاها دعا را به انسان واگذار می‌کنند و می‌گویند: اگر می‌خواهید دعا کنید بکنید، دیگر خودتان می‌دانید، اگر دلتان می‌خواهد، این در اینجا چیست؟! انسان در اینجا نباید دعا کند گرچه اگر دعا کند راحتی برای او پیدا می‌شود ولی با این راحتی خیلی از چیزها را هم ازدست می‌دهد. مرحوم آقا می‌فرمودند: اگر پیغمبر در آنجا نفرین می‌کرد خدا نفرین او را مستجاب می‌کرد و همه را ازبین می‌برد ـ مثل جریان حضرت یونس ـ و قوم مطیع دیگری می‌آمد ولی او در همان مرحلۀ نفرین باقی می‌ماند و دیگر بالاتر نمی‌رفت؛ یعنی در همان مرحله می‌ماند یعنی نفس و سعۀ ظرفیت پیغمبر در مرحلۀ خواست و طلب برای راحتی [می‌ماند]؛ طلب برای گذران بی‌دردسر، طلب برای نفسِ راحتی که بتواند کار انجام بدهد، تازه آن نفس راحت را هم برای خدا می‌خواهد نه‌اینکه برای دنیا بخواهد ولی باز خدا می‌گوید: اگر برای من می‌خواهی، این نفست را هم باز با تقدیر من وفق بده. این کسی که الآن به تو سنگ می‌زند، چه کسی است؟! اینها آلات من هستند! سنگ می‌زنند به سرت می‌خورد به دست و پایت می‌خورد خون می‌آید ولی اینها همه آلات من هستند. من این آلات و واسطه‌ها را برای تو درست کرده‌ام حالا اگر تو نمی‌خواهی قبول کنی، اینجا مانده‌ای؛ در همین‌جا توقف می‌کنی و دیگر نمی‌توانی رشد کنی.

    1. . سوره هود (11) آيه 112. نور ملكوت قرآن، ج ‌3، ص 263، تعلیقه 1:
      «پس استقامت و پافشارى كن همان‌طوركه بدان مأمور شدى.»
    2. تفسیر کنز الدقائق، ج 6، ص ۲5۰.
    3. المناقب، ج ۲، باب درجات أمير المؤمنين عليه‌السّلام، فصل في المسابقة باليقين و الصبر، ص ۱۱۹:
      «وَ لَمَّا ضَرَبَهُ اِبنُ مُلجَمٍ لَعَنَهُ اللهُ قَالَ: فُزتُ وَ رَبِّ اَلكَعبَة
    4. إعلام الورى، ص 83؛ عيون الأثر، ج 2، ص 398؛ سفينة البحار، ج 2، ص 681:
      «قالَ القاضى عياض فى الشِّفاءِ: و رُوِىَ انّه لمّا كُسِرَت رباعيّتُه و شُجَّ وجهُهُ يومَ أحُدٍ، شَقّ ذلكَ على أصحابِهِ شديدًا و قالوا: لو دَعَوتَ عليهم! فقالَ: ”إنّى لم أُبعَث لَعّانًا، و لكنّى بُعِثتُ داعيًا و رحمةً؛ اللّهمَّ إهدِ قَومى فإنّهم لا يعلمون!“» ترجمه:
      «روايت شده هنگامى كه دندان‌هاى رباعى رسول خدا و استخوان گونه آن حضرت در روز احد شكست، اين مطلب براى اصحاب بسيار گران آمد و عرضه داشتند: اى كاش آنان را نفرين مى‌كردى! پيامبر اكرم فرمودند: من لعّان و نفرين‌كننده مبعوث نشده‌ام؛ بلكه مبعوث شده‌ام تا مردم را به‌سوى خدا بخوانم و مايه رحمت باشم. بارپروردگار من! قوم مرا هدايت كن، زيرا اين كردار آنها ناشى از جهل است.»
    5. . سوره غافر (40) آيه 60. انوار الملكوت، ج ‌2، ص 269:
      «از من بخواهيد تا استجابت بنمايم!»