جلسه ۱۹۱
توضیحات:
75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شيء خلافا للثنوية و المعتزلة
جلسه ۱۹۱
15توحید یعنی اِسقاطُ الاضافات
این توحید میشود؛ توحید یعنی اِسقاطُ الإضافات؛ هرچه که به ماهیت برمیگردد را اسقاط کنیم و هرچه به اصل و مبدأ مبادی برمیگردد اثبات کنیم. انتساب این وجود به فاعل موجب تحقق او است یا انتسابش به قابل؟! قابل که عدم و ماهیت است پس این وجود از نقطهنظر ذات انتساب به فاعل دارد یعنی در اینجا این وجود انتساب به فاعل دارد، همینطور این ایجادش و این فعلش از نقطهنظر تحقق انتساب به فاعل دارد، آن فاعل، فاعل مختار میشود خداوند مختار است، آن اختیار او در وجود قابل تحقق دارد، نهاینکه اختیار خداوند در این تحقق ندارد، او خودش مختار است و دارای اختیار است و این عمل را با اختیار و با آزادی کامل و با فراغ بال انجام میدهد.
حالا که این عمل را انجام میدهد دو نحو است؛ یااینکه این عمل قبلاً برای او ترسیم شده است مثل برنامهای که شما به کامپیوتر میدهید و قبلاً این برنامه را دادهاید حالا وقتی که شاسی را میزنید آن برنامه را خودش اجرا میکند. آیا این اختیاری که الآن هست قبلاً یک برنامهای بوده است که این برنامه داده شده ولی او خودش خبر ندارد و خیال میکند که اختیار دارد ولی خودش خبر ندارد و مثل عروسک خیمهشببازی است؟! خیال میکند ولی یک برنامه داخل او قرار دادهاند که او نمیتواند غیر از آن برنامه کار انجام دهد، آیا اینطور است؟!
بیان معنای مرحوم آخوند از جفَّ القلم و اشکال بر آن
آیا معنای جفَّ القلم این است که مرحوم آخوند در کفایه اینطور معنا کرده است که برنامهای قبلاً به این جنین داده شده است و «السعیدُ سعیدٌ فی بَطنِ اُمِّه و الشَّقی شَقیٌ فی بَطنِ اُمِّه»1؟!2 هرچه کار را با اختیار انجام دهد کشک و بیخود است، سرِ کار است، آن برنامه موجب میشود که او به اینطرف بچرخد ـ انجام دادن و انجام ندادن ـ اینطرف را اختیار میکند ولی خودش نمیداند که چرا اختیار میکند.
- . التوحيد، ج ۱، باب 58ـ السعادة و الشقاوة، ص ۳56، ح 3:
«[قال رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سلّم] اَلشَّقِيُّ مَن شَقِيَ فِي بَطنِ أُمِّهِ و اَلسَّعِيدُ مَن سَعِدَ فِي بَطنِ أُمِّهِ.» - . کفایة الأصول، ج 1، ص 68.
- . التوحيد، ج ۱، باب 58ـ السعادة و الشقاوة، ص ۳56، ح 3:

