جلسه ۱۹۱
توضیحات:
75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شيء خلافا للثنوية و المعتزلة
جلسه ۱۹۱
18بله، میتوانید این حرف را بزنید که او دلش میخواهد که آن زید، زید شود. اینجا است که دیگر همه دستشان به ابتهال و اینها بلند است خدایا خودت ... ما اینجا هیچکاره هستیم.
تلمیذ: در اختیار مجبور هستیم؟
استاد: مجبور نیستیم. مجبور هستیم یعنی ما جدای از او هستیم درحالیکه جدا نیستیم بلکه یک امر است. تا بگویید که مجبور هستیم جبری میشوید و الأمر بین الأمرین نیست. مجبور، چیزی وجود ندارد بلکه هرچه هست همه مختار هستند ولی این اختیارش معلول اختیار او است. مجبور نیستیم ولی اختیار میکنیم ولی این اختیار ما معلول [است] یعنی اختیار ما مستقل بالذات نیست وقتی مستقل بالذات نشد پس اختیار آن وحدت است که آن کثرت را انجام میدهد. او هم هرچه دلش میخواهد؛ دلش میخواهد آن صورت را به این شکل درآورد، دلش میخواهد آن صورت را به شکل دیگر درآورد و دلش میخواهد آن را به شکل درآورد، خودش دلش میخواهد. و آنهم که به آن شکل درمیآورد با اختیار خودش به آن شکل درمیآورد یعنی اینطور نیست که کنار بنشیند و بگوید که من تو را پیغمبر کردهام، اینطور نیست بلکه او را به بدبختی میاندازد به گرفتاری میاندازد به بلا میاندازد، به چه و چه میاندازد، میاندازد میاندازد میاندازند تا با اختیار او که معلول بر اختیار خودش است چهکار میکند؟! سر جایش نشسته است یکدفعه یک کسی را تحریک میکند که به پای او سنگ بزند، راحت نشسته استها! یکدفعه آقا نقشه بکشیم پیغمبر را فلانش کنیم و بکشیم! تا دو روزی راحت میگذرد یکدفعه از یکجا چه چیز دیگری درمیآید! میگوید: خدایا رهایمان کن! خدا میگوید که قرار به رها کردن نیست، قرار نیست رهایت کنیم، دو سال از جنگ میگذرد عجب از یک سرحدی دوباره سر و صدایی درمیآید، ای بابا! چرا اجازه نمیدهی کار کنیم؟! اینجا جای راحت بودن و راحت گشتن نیست، راحتی برای آن دنیا است! راحتی برای اینجا نیست!

