اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شي‌ء خلافا للثنوية و المعتزلة

جلسه ۱۹۱

توضیحات:

75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شي‌ء خلافا للثنوية و المعتزلة

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۹۱

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  •  

  • لكِنَ كَما الوُجود مَنسوب لَنا***فَالفِعلُ فِعلُ الله وَ هُوَ فِعلُنا1
  • إنَّ بَيانَ كُونِ صِرفِ النُورِ حَي‌***بَعدَ بَيانَ العِلمِ وَ القُدرَةِ طَي‌
  • إذ عِلمُهُ الأشياءِ مِن أن تُحضِـرا***فَـعِلمُهُ يَكونُ سَمعاً بَصَـراً2
  • اللَفظُ مُوضوعاً لَدَى الأنامِ‌***مِما هُوَ المَعروفُ بِالكَلامِ‌
  • فَهُوَ وُجودٌ مَعَهُ وُجُود***ذِهناً لَهُ بِجَعلِنا شُهود
  • فَحَيثُ في تأديةٍ ذا أيسَـرُ***مِن غَيرِهِ لاسمِ الكَلامِ آثَروا
  • وَ لَو فَرَضتَ غَيرَه بَديلَه‌***إذ ذاكَ حالُهُ يَكونُ حَالَه‌3
  • عرض شد که وجود تمام اشیاء از آنجایی که آن وجود دو نسبت دارد یکی منسوب به فاعل است و یکی منسوب به قابل است بنابراین ایجاد هم دو جهت دارد؛ یکی جهت انتساب به فاعل دارد و یکی جهت انتساب به قابل [دارد]، همان‌طوری‌که وجود ما یک جهت انتساب به فاعل دارد و یک جهت انتساب به ماهیات ما [دارد]، از جهت انتساب به فاعل «واجب» است و از جهت انتساب به ماهیات «ممکن» می‌شود، فاعل با اضافۀ اشراقیه این ممکن را به واجب تبدیل می‌کند.

  • همین‌طور ایجاد هم ـ یعنی افعال و حرکات و سکنات ما ـ دو جهت دارد، یک جهت انتساب به فاعل دارد و یک جهت انتساب به قابل دارد، از نقطه‌نظر انتساب به فاعل که مبدأ المبادی است «وجوب» می‌شود، از نظر انتساب قابل که ماهیت ما است «ممکن» می‌شود پس چگونه ممکن است که ما اصل وجود را از خدا بدانیم ولی ایجاد را از خدا ندانیم؟! ایجاد فعل ما باشد ولی وجود فعل خدا باشد؟!

  • مرحوم آقا می‌فرمودند که وقتی این بحث را با مرحوم علاّمه طباطبایی ـ رضوان الله تعالیٰ علیهما ـ می‌خواندند، مرحوم علاّمه در مقام [تقیه] بودند و نمی‌خواستند هر چیز را بگویند و ایشان می‌فرمودند که در درس اشکال من این بود که می‌گفتم چطور ممکن است شما وجود این چراغی که در وسط اتاق آویزان است یا چلچراغی که آویزان است را مستند به این سقف بدانید و این بقاء خودش را مستند به سقف بدانید اما حرکاتی که در اینها پیدا می‌شود مستند به سقف نباشد؟! اگر این در وجود خودش به آن سقف اتکاء دارد و اگر سقف نباشد می‌افتد و می‌شکند و همه ازبین می‌رود پس این حرکات او هم همه مستند به آن گیره‌ای است که آن گیره این را نگه داشته است و خلاصه اگر آن گیره نباشد حرکات هم نیست. حالا این مثال بود.

    1. . منظومه، ج 3، ص 617.
    2. . منظومه، ج 3، ص 629.
    3. . منظومه، ج 3، ص 633.
/ 380