جلسه ۱۹۱
توضیحات:
75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شيء خلافا للثنوية و المعتزلة
جلسه ۱۹۱
6حقیقت هست اما ادراکش چگونه است؟! صحبت در این است. نمیشود باشد، درست شد؟! بنابراین ادراک حقایق مجرده بدون اینکه نفس تجرد و قابلیت پیدا کند عقلاً مستحیل است لذا همه را رد میکنند. این بیچارهها رد میکنند حق هم دارند رد کنند میگویند که ما نمیفهمیم ولی از این نظر حق دارند اما از یک طرف حق ندارند چون باید پی آن بروند اما آنجا نشستهاند و میگویند که نمیفهمیم و بعد هم [این مطلب] هست! در پی آن برو! آنهایی که آمدند و بهدنبالش رفتند و فهمیدند چه میگویند؟! آنها که حرف مفت نمیزنند. آنجا نشستهای میگویی که آقا اینها وجود ندارد! نشستهای میگویی که این حقایق نیست! اینها چَرس1 و بَنگ است! همۀ اینها دروغ و کلک است، ریا و خدعه و مریدبازی است، اینها است دیگر. درهرصورت این مطلب هست.
مطلب دیگری که مرحوم حاجی در اینجا تقریر میکنند مطلب در تکلّمه تعالی است. همانطور که میبینیم ما خودمان متکلم هستیم و صحبت میکنیم. کلام عبارت از یک وجود لفظی است که این وجود لفظی حاکی از یک وجود ذهنی است که آن وجود ذهنی مافیالضمیر انسان است، آنوقت آن، یک مابإزای خارجی دارد، سلسله مراتبی در اینجا هست. کلام از این نظر میآید. پس هیچ فرقی بین کلام وجود لفظی با وجود ذهنی نیست الاّ اینکه او، آن را حکایت میکند و او را بیان میکند، مراتبی دارد. آنوقت برای خداوند متعال هم کلام وجود دارد. کلام یعنی المعبِّر عمّا فی الضّمیر تمام آیات اَنفُسی و آیات آفاقی کلمات خدا هستند معبِّر عمّا فی الضمیر هستند. نگاه میکنیم علم دارد حکایت از علم کلی میکند، نگاه میکنیم جمال دارد حکایت از جمال کلی میکند، نگاه میکنیم کمال دارد حکایت از کمال کلی میکند، نگاه میکنیم ادراک دارد حکایت از عقل کلی میکند. تمام آیاتی که در اینجا هستند همۀ آنها نشاندهندۀ....
آقای حداد ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ وقتی که به ایران تشریف آورده بودند شخصی ایشان را باغوحش برده بود، ایشان تا حالا باغوحش نرفته بودند بندۀ خدا! آن شخص مثلاً میخواست ایشان را ببرد و بگرداند، خوشش میآید و ... خلاصه ایشان را به باغوحش برده بود! بعد ایشان آمده بودند و خیلی تعجب میکردند و میفرمودند که عجیب آقا! چه آیاتی در اینها هست، به هر کدام نگاه میکنی یک وجهه را نشان میدهد؛ شیر یک وجهه را نشان میدهد، فیل یک وجهه را نشان میدهد، هرکدام [از] اینها در خودشان عوالمی دارند.
- . لغتنامه دهخدا: گرد بنگ است که گلوله و جمع کرده پس در غلیان نهاده بکشند و کیفیتی دهد که جبن و بیم و واهمه و اشتها را بیفزاید.

