جلسه ۱۹۲
توضیحات:
76. غرر في حياته و بعض ما يتبعها
جلسه ۱۹۲
11و قَد بَسطتُ القولَ فيه فِي شرحِ الأسماءِ و ذَكرتُ فيه أنَّ مَن يَرى شَرَّاً و يَنفِي عَن ذاتِهِ فعلَ الشَّر معَ أنَّ الماهيةَ يَنبَغِي أن يكونَ جُنَّةً و وِقايةً لِلحقِ تعالى عَن إسنادِ الشُّرُور.1
ما در شرح اسماء الحسنی این مطلب را شرح کردیم و در آنجا ذکر کردیم2 کسی که شرّی را میبیند و فعل شرّ را از ذاتش نفی میکند و میگوید: بدی از ما نیست، بااینکه ماهیت باید جُنّه و وقایه برای حق باشد، شرور به ما نسبت داده میشود نه به خدا.
آنوقت شخص میگوید: خیر برای ما است شر برای ما نیست! تو که داری شرّ را از خودت نفی میکنی، وجودِ ذات را هم از خودت نفی کن.
مگر این فعل از وجودت تراوش پیدا نمیکند؟! چطور شد نوبت بدیها که میشود میگویید: ما نیستیم اما نوبت خوبیها که میشود، میگویید: هستیم.
به درویشی میگفتند: بیا کار کن، میگفت: [حوصله] ندارم. یکدفعه وقت غذا شد گفت: یا علی مولا هو! و آمد سر سفره نشست! چطور شد موقع کار کردن که میشود عقب میکشد اما موقع پلو خوردن که میشود جلو میآید؟! حالا موقع خوبی که میشود میگوییم که ما هستیم اما موقع بدی که میشود میگوییم که ما نیستیم شرور برای او است اگر او نخواهد نمیشود. خب برای خوبی هم همین را بگو، اقلاً انصاف داشته باش؛ اگر میگویی که بدی از من نیست، بگو خوبی هم از من نیست، لامروّت انصاف داشته باش! نهاینکه بگویی خوبی را من انجام میدهم بدی را او میخواهد.
فَلْيَنفِ وجودَ ذاتِهِ و لْيُفْنِ ماهيةً و وجوداً و إلا فَكَما أنَّ الوجودَ لَه كَذلك الإيجاد لَه لما عَرفتَ مِن دورانِ النِّسبَتَين.3
پس باید وجود ذاتش را نفی کند و باید ماهیت و وجودش را فانی کند والاّ همانطوریکه وجود برای او است.
ایجاد هم برای او است هردو برای او است. برای اینکه شناختی دوران دو نسبت بین ایجاد و وجود را. خب به ابتدای مطلب رسیدیم گرچه من قصد داشتم تا سه چهار درس دیگر بخوانیم.
- . منظومه، ج 3، ص 627.
- . مصدر از الاسماء الحسنی (مصدر در حال بررسی)
- . منظومه، ج 3، ص 627 و 628.

