جلسه ۱۹۲
توضیحات:
76. غرر في حياته و بعض ما يتبعها
جلسه ۱۹۲
8حالا آیا این عمل که شما دارید در ظاهر انجام میدهید مقدمه میشود برای اینکه آنها آن کارها را بکنند یا نه قضیه عکس است و آنها این کارها را میکنند که شما بتوانید انجام دهید؟! منظور من از شما یعنی نفس شما، نفسی که تعلق به جسم گرفته است. همیشه از ناحیۀ علت پایین میآید، نه از ناحیۀ معلول.
عقل اوّل راند بر عقل دوم *** ماهی از سر گَنده گردد نِی ز دُم1 از بالا میآید. بعضیها هم «گُنده» گردد نوشتهاند که غلط است و معنی ندارد، «گَنده» گردد یعنی از بین میرود، خراب میشود، ماهی از سر خراب میشود یعنی کار از بالا عیب پیدا میکند تا پایین میآید. البته «گُنده» گردد هم میتوانیم بگوییم یعنی آن جنبۀ اشتداد وجودی از ناحیۀ سر به پایین هست، سر برای بقیه اعضاء مقدمه میشود تا به پایین برسد که دُمش میماند! بله، اینهم تا اینجا. اینجا اگر هرچه حرف بزنیم بازهم جا دارد منتها دیگر میمانیم.
تلمیذ: اینکه فرمودید این از بالاست یعنی آن اعمالی که انسان انجام میدهد ـ یا قبیح یا حسن ـ برای سِرّ انسان [است] یا خود انسان انتخاب کرد و بحث روی اختیار [است]؟!
استاد: سِرّ انسان دیگر؛ آن سرّ انسان میآید و این عمل را اختیار میکند.
تلمیذ: پس دراینصورت خود حقیقت انسان خراب [است] که مثلاً فعل بد انجام میدهد.
استاد: بله، آن حقیقت انسان هم در این قضیه دخیل است ولی صحبت در این است که مسئلۀ اختیار از مسئلۀ سِرّ بالاتر است یعنی ممکن است شخصی خراب هم باشد ولی در مقام اختیار بتواند اختیار امر حَسَن کند. عکس آنهم میشود مثل این آدمهای خوبی که گناه میکنند یا آدمهای بدی که کار خوب میکنند. بله، این هست دیگر.
تلمیذ: پس همه از منشأ سر نیست؟!
استاد: نه! میگویم: اختیار یک مسئلۀ مافوق اینها است و بر همۀ اینها غلبه دارد. اصلاً یک بحث خیلی مهمی در اینجا هست که خیلی دقیق است و آن این است که خلاصه بیَدِهِ الأمرُ کُلُّه و اینکه ما بگوییم: بر شخصی مُهر شده که این باید برای همیشه بد باشد یا برای همیشه خوب باشد، چنین چیزی نیست. خلاصه میگوید:
- . مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش 144ـ نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی إذا استیاس الرسل:
نفس اوّل راند بر نفس دوم *** ماهی از سر گَنده گردد نِی ز دُم
- . مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش 144ـ نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی إذا استیاس الرسل:

