جلسه ۱۹۲
توضیحات:
76. غرر في حياته و بعض ما يتبعها
جلسه ۱۹۲
9هله نومید نباشی که تو را یار براند *** گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟ در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا *** ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند1 سیدالشهدا علیهالسّلام هم دارند در ذیل دعای عرفه است:
إِلٰهِى إِنَّ اخْتِلافَ تَدبِيرِكَ وَ سُرعَةَ طَواءِ مَقادِيرِكَ مَنَعا عِبادَكَ العارِفِينَ بِكَ عَنِ السُّكُونِ إِلىٰ عَطاءٍ وَ الْيَأْسِ مِنكَ فِى بَلاءٍ.2
مضمونش این است که اختلاف تدبیر و مقادیر تو که همینطور دارد میگردد، این عبادِ عارف تو را منع کرده است که وقتی در راحتی و یک نعمتی [هستند] فریفته بشوند یااینکه بلایی که برای آنها میآید مأیوس بشوند. یعنی بههیچوجه منالوجوه آن مقام عزت او یک ذره و سر سوزنی امید ـ امید بیخود ـ برای کسی باقی نمیگذارد و یک ذره و سر سوزن یأس برای کسی باقی نمیگذارد؛ اینکه شما خیال کنید که دیگر کارتان راحت شده و خب الحمدلله، یکدفعه شب آنطور چپه میکند که اصلاً میروی آنجایی که عرب نی بیندازد و از آنطرف میگویند: این آدم دیگر درست شدنی نیست، دیگر کارش تمام است! یکدفعه ورق را برمیگرداند از همه جلو میزند! اینطوری است یعنی هیچ حسابی ندارد، اصلاً کارش به آدمیزاد نمیرود! هیچ کارش حساب و کتاب ندارد! فقط خودش میداند چهکار میکند! این است که همۀ پیغمبران و بزرگان و اولیاء میگویند که ما هیچکارهایم! جدی میگویند ما هیچکارهایم یعنی نمیخواهند شکست نفسی کنند. میگویند: هیچکارهایم. چهکار کنیم که کار دست ما نیست. چهکار کنیم، دروغ نمیگویند، شوخی هم نمیکنند، مجاز هم نمیگویند، میگویند که کار دست ما نیست یعنی مای بهعنوان واسطه نه، حالا خودش شَقُّ القَمر هم میکند، همه چیز را درست میکند ولی راست میگوید [که دست ما نیست چون] میداند که کارهای نیست، این را میداند؛ میداند اگر کاری انجام میدهد از او نیست، این به جانش رفته است در روحش رفته است و دیگر ازبین رفتنی نیست، دیگر این مسئله از سرش خارج نمیشود، سِرّ و وجودش متحول به این قضیه شده است و این را میفهمد. ما میگوییم که همۀ کارها دست او است ولی درون ما نرفته است تا چنین حالی بشویم. التفات فرمودید؟! رَزَقَنا الله!
- . دیوان شمس، غزل شمارۀ 765.
- . إقبال الأعمال، ج ۱، ص ۳۳۹.

