جلسه ۱۹۴
5در زبان عربی هم وجود دارد همینطور که در خود حرکات ضمه، فتحه و کسره بین اینها هم میشود تصور حرکات کرد در خود مخرج این حروف هم میشود حروفاتی را ایجاد کرد ولی اینها حروف اصلی نیستند بلکه حروف اصلی همین بیست و هشت حرف است که در زبان عربی وضع شده است و برایناساس علم حروف قرار دادهاند، علم اَبجد و امثالذلک قرار دادهاند که اینها علوم حقیقی هستند که تمام اینها حکایت میکند از اینکه یک رابطۀ تکوینی بین علم عربی و عالم تکوین وجود دارد بهعکس سایر لغات و امثالذلک. لذا قرآن هم به زبان عربی آمده است که این ارتباط تکوینی در این کلام الهی [هست] درحالیکه در تورات و زبور اینطور نیست و در سایر کتب و امثالذلک اینطور نیست و این کتاب ـ قرآن کریم ـ کتاب تکوین میشود و هیچ کتاب قبلی اینطور نبود.
وَ هِيَ العَقلُ وَ النَّفس وَ الأفلاكُ التِسعَةُ وَ الأركانُ الأربَعَةُ وَ المَواليدُ الثَلاثَةُ وَ عالِم المِثال وَ المَقولاتُ التِسعُ العَرَضية.1
این مراتب بیست و هشتتا عقل و نفس است و افلاک تِسعه است و ارکان اربعه که آب و آتش و خاک و هوا است و موالید ثلاثه که جماد و نبات و حیوان باشد و همینطور عالم مثال و مقولات تسع عَرَضیه منطبق بر این است.
تلمیذ: این افلاک تسعه را قبول داشتند؟
استاد: اشکالی ندارد انسان افلاک تسعه را قبول کند، بالأخره این عالم ماده بینهایت است، اینکه بینهایت است یعنی حدش خیلی وسیع است بنابراین ما میتوانیم افلاک را طبقهبندی کنیم و طبقهبندی افلاک اشکالی ندارد.
تلمیذ: اعتباری میشود؟
استاد: آنوقت اعتباری شدن هرکدام از اینها اشکالی ندارد، یکوقت اعتباری است به اینکه ما اینها را در اینجا قرار میدهیم و اینها [را] جدا میکنیم، یکوقت میخواهیم بگوییم: همین تجمّعی که الآن این کرات پیدا کردهاند چه خصوصیتی بوده است که این کرات در این نقطه تجمع پیدا کنند و در آن نقطۀ دیگر نکنند؛ خود تجمّع قمر و زهره و خورشید در این اقتران یک حساب و کتاب خاصی دارد خود این منظومۀ شمسی که از اینها مرکب شده است، یک حساب خاصی دارد، کرۀ دیگری بهجای زهره نمیتواند بیاید، این باید در این مجموعه باشد.
- . منظومه، ج 3، ص 635.

