اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

77. غرر في تكلمه تعالى

جلسه ۱۹۴

6
  • لذا خود این می‌تواند یک حقیقی را برای انسان منکشف کند که این جهت نمی‌تواند بی‌حساب باشد. عرض کردم که یکی از مسائلی که اینها را به این‌ جهت رسانده است همین مسئلۀ تأثیر و تأثراتی است که از اینها در این نظام می‌بینند و این حکایت از این می‌کند که خلاصه بی‌حساب نمی‌تواند باشد، این نظم و این اجتماعی که الآن در دور بر ما هست نمی‌تواند گُتره باشد، چرا باید فلان ستاره با فلان ستاره مُقتَرِن باشند تااینکه این اثر ایجاد شود و اگر غیر از او صد سال هم مُقتَرِن شوند چنین اثر معنوی ایجاد نخواهد شد. بله معنوی است، نه ظاهری. این ارباب طلسمات که می‌بندند و می‌دوزند و باز می‌کنند فلان می‌کنند همه‌اش به‌خاطر اثرات این است یعنی این طلسمی که انجام می‌دهند باید در این شرایط باشد یعنی حتماً زهره و عطارد باید فرض کنید در این زاویه باشد تا این طلسم بتواند کارگر باشد، اگر هزارتا سیاره و ستاره دیگر بیایند در اقتران و تقابل قرار بگیرند و مقارنه و مماثله شوند و ... هیچ‌کدام [از] اینها چنین چیزی را ایجاد نمی‌کنند.

  • تلمیذ: عرش و کرسی هم جزء افلاک شمرده‌اند؟

  • استاد: افلاک بله مثلاً آن را به بالاتر گسترش داده‌اند یعنی به عالم سماء علیا تسرّی داده‌اند.

  • اللَفظُ مُوضوعاً لَدَى الأنام‌***مِما هُوَ المَعروفُ بِالكَلام‌
  • فَهُوَ أي ذلكَ اللَفظُ نَحوُ وُجودٍ مَعَهُ وُجودٌ آخَر مَدلولُه وَ هُو الصُورةُ الذِّهنيةُ ذِهناً أي فِي الذِّهن.1

  • لفظ درحالی‌که وضع شده است ـ نه لفظ غیر وضع ـ لفظی که [نزد] مردم موضوع است به آن کلام می‌گویند.

  • این لفظ یک نحو وجودی است که با این وجود یک وجود دیگری است که این لفظ حکایت از آن وجود را می‌کند، آن مدلول این لفظ است که به آن صورت ذهنی می‌گویند.

  • همراه با این لفظی که از دهان ما بیرون می‌آید وجود دیگری هست که به‌لحاظ آن وجود دیگر، این لفظ ارزش پیدا می‌کند؛ آن وجود، وجود ذهنی است. اگر شخصی در خواب هزارتا فحش به شما بدهد شما طوری‌تان نمی‌شود. چرا؟ چون لفظ او ارزش ندارد چون با این لفظ وجود دیگری نیست که آن وجود، وجود ذهنی باشد اما اگر شخصی در بیداری من‌باب‌مثال یک «تو» به شما بگوید، می‌گویید که به اَبروی ما برخورد چه برسد چیزهای دیگر بگوید! همین‌طور الفاظی که انسان استعمال می‌کند حالا آن الفاظ برحَسَب آن معانی ذهنی که دارد یا ارزش پیدا می‌کند یا قُبح پیدا می‌کند، دیگر به آن وجود «وجود ذهنی» می‌گویند.

    1. منظومه، ج 3، ص 636.