جلسه ۱۹۴
7لَهُ أي لِلوُجودِ الثّانِي بِجَعلِنا وَ مواضِعَتِنا شُهودٌ وَ حُضورٌ لا بِالطَّبعِ كَما فِي الكَلَماتِ الوُجوديةِ على المَدلولاتِ الإلهية.1
«برای این وجود ثانی چون جعل ما به او تعلق گرفته است و وضع ما به او تعلق گرفته است شهود و حضور است، نه بالطّبع»؛ خودش طبعاً هیچ دلالتی بر آن معنا نمیکند بلکه چون قرار و جَعل ما آمده است و برای آن معنا این لفظ را قرار داده است لذا آن معنا حضور و شهود دارد. «همانطوریکه در کلمات وجودیه بر مدلولات الهیه این شهود و حضور، حضور طبعی است» و جعلی نیست؛ تمام کلمات الهیه ـ یعنی این به منفی میخورد و نه به نفی ـ تمام کلمات وجودیه بر آن حقیقت واحد و متفرد دلالت دارند که آن عبارت از مبدأ اوّل است و دلالت اینها دلالت طبعی است نه دلالت وضعی.
وَ لا كَالوُجوداتِ الذِّهنية عَلى الوُجوداتِ العِينِيَّة.2
و همینطور مثل وجودات ذهنیه در دلالتش بر وجودات عینیه نیست.
وجودات ذهنیه خواهینخواهی دلالت بر وجود عینی دارند چه ما بخواهیم چه نخواهیم مثلاً وقتی که شما به یک ساعت یا به یک کتاب نگاه میکنید خواهینخواهی آن صورت ذهنیۀ شما دلالت بر این دارد، خواهینخواهی شما بر این ترتیب اثر میدهید و این دلالت بر وضع و اینها هم ندارند، آیا شما این صورت ذهنیه را برای این کتاب وضع میکنید؟! وضع چه چیزی است؟! بچۀ پنجساله که وضع نمیفهمد تا فرض کنید بگوید: الآن این مادری که جلوی من هست بنده وضع میکنم این شیری که در [پستان او هست و] حالا میخواهم بخورم این را برای این وضع میکنم، اینطور نیست میگوید که بده بخوریم! یا مثلاً شما کسی را میبینید مثلاً آنجا حاضر و آماده است هیچ وقت نمیگویید که این صورت ذهنی من با این خارج منطبق نباشد و من این صورت ذهنیام را وضع کنم! نه آقاجان! احتیاج به وضع ندارد. گفت: چهکار میکنی؟ گفت: بلد نیستم گفت: بلدیت نمیخواهد همان کاری که گنجشکها میکنند دیگر، این که دیگر وضع نمیخواهد، بلدی نمیخواهد.
- . منظومه، ج 3، ص 636.
- . منظومه، ج 3، ص 636.

