جلسه ۱۹۴
8تلمیذ: بعدش وضع میخواهد!
استاد: بله بعدش وضع میخواهد، قبلش وضع نمیخواهد!! (مزاح) بله، بههرصورت دلالت طبعی است. بعضی اوقات هم اگر یک ماه ندیده باشی خیلی دیگر طبعی میشود!!
فَحَيثُ في تأديةِ أيِ تَأديةِ المُتِكَلِم إياهُ ذا أي اللَفظ أيسَر وَ أسهَل لِكُونِه صُوتاً غَير قارٍ وَ لا تَحتاجُ في أدائِه إلى مَئونَةٍ زائدَةٍ لِضَرورةِ التَنَفُس مِن غَيرِه كَالإشارَةِ فَضلاً عَن غَيرِها.1
چون این لفظ در تأدیۀ متکلم آن معنا را خیلی ایسر و اسهل است چون این لفظ، یک صدا است و قرار ندارد، ما در اداء آن به یک مئونۀ زائده احتیاج نداریم بهخاطر ضرورت تنفس چون فقط یک تنفس در اینجا هست، غیر از تنفس مئونۀ دیگری نداریم که بالا و پایین بپریم تا معانی خودمان را برسانیم، چون از غیرخودش اَیسَر است مثل اشاره.
ما کارهایی یا حرکاتی انجام دهیم تااینکه برسانیم مثل اینهایی که با کر و لالها حرف میزنند با این کر و لالها در این تلویزیون دیدیم آنطور میکند، اینطور میکند مثلاً بخواهد یک عمامه را نشان دهد چند دور دستش را اینطور میچرخاند یا مثلاً بخواهد بیل را نشان دهد دائماً دستش را اینطور میکند، اینطور میکند، حالا اگر قرار باشد منبابمثال انسان بخواهد تمام حقایقی که در عالم وجود دارند را با حرکات و دست و پا و اینها برساند، ببینید چه میشود! آقایی که میخواهد بالای منبر برود بهجای اینکه منبرش نیم ساعت بکشد باید تقریباً حدود بیست و چهار ساعت صحبت کند تا آن...
شخصی میگفت که حرف بزن چرا سر اینقدری را تکان میدهی ولی زبان اینقدری را حرکت نمیدهی؟!
بعضی اوقات اینطور است.
كَإحداثِ أوضاع مُتَفَنِنَةٍ كُلٌ لِمَدلولٍ لِاسمِ الكَلام آثَروا يَعني اختاروا اللَفظَ لِأن يَكونَ مُسمىٰ لِاسمِ الكَلام وَ لو فَرَضتَ غَيرَه أي غَيرَ الَّلفظِ بَديلَهُ حَتى يَكونَ بِاعتبارِ الوَضع حضورُ خُصوصيةٍ مِن خُصوصياتِ ذلِك الغير منشأً لِحضورِ خُصوصيةٍ مِن خُصوصياتِ ذلِكَ الوُجودِ الثاني فِي الذِهن إذ ذاكَ أي حَينَئذٍ حالُهُ أي حالُ ذلِكَ الغَير يَكونُ حالُهُ أي حالُ اللَفظ في كُونِه وُجوداً مَعَهُ وُجودٌ بِالمَواضِعَة.2
- . منظومه، ج 3، ص 636.
- . منظومه، ج 3، ص 636.

