جلسه ۱۹۵
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
مرحوم حاجی مطلبی ندارد فقط در همان مطالبی که در گذشته ایشان کَلِماتُالله را یک تفسیری میکند. یکی به کلمه. ... که عبارت است از همان نفس کُون است و نفس وجود است که مُعربِ از خودش است و حاکی از وجود خودش است. که آن کلمۀ کُون وجودیه است.
کلمات دیگر خداوند متعال کلمات تامّه هستند حالا چه در مرحلۀ نزول که عقول مفارق هستند و چه در مرحلۀ صعود که نفوس کاملۀ مستکملۀ جمیع جهات استعدادی، که به اینها جهت صعود میگویند یعنی عقول متصاعده یعنی از مرحلۀ نقص به مرحلۀ کمال رسیدهاند و همینطور کلمات دیگر که کلماتی در عالم وجود هستند که عبارت از آیات خدا میباشند؛ آیات اَنفُسی و آفاقی، چه در عالَم مُلک و چه در عالَم ملکوت و چه در عالَم مثال، تمام این کلماتی هستند که از آن جمال و جلال مُعرِبند.
بعد میفرماید که به این مسئله نمیرسد مگر کسی که مُستَجمِع باشد و حقیقتش با همۀ اینها اندکاک پیدا کرده باشد بنابراین تمام اشیائی که در مقام تسبیح و حمد هستند به حقیقت وجود خودشان مسبِّح و حامد هستند نه آنطوریکه متکلمین میگویند که همان وجود آنها حکایت از حدوث و امکان اینها میکند و حکایت از یک مؤثریتی میکند که آن مؤثریت این جهت حمد آنها است.1 این یک تعبیر خیلی آبکی و خیلی بیخودی است و حق مطلب همان است که مرحوم حاجی میفرمایند. بحث بعد راجع به اراده است که راجع به اراده زیاد نمیشود به این عنوان بحث کرد، چون مطلبی نداشت دیگر فقط متن را میخوانیم.
تلمیذ: ﴿وَكَلِمَةُ ٱللَّهِ هِيَ ٱلۡعُلۡيَا﴾2...؟
استاد: در ﴿وَكَلِمَةُ ٱللَّهِ هِيَ ٱلۡعُلۡيَا﴾ به کلمات تامّه تفسیر شده است که همان نفوس ائمه علیهمالسّلام و نفس پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم است. این را میتوانیم بگوییم و ایضاً میتوانیم بگوییم که منظور از ﴿وَكَلِمَةُ ٱللَّهِ هِيَ ٱلۡعُلۡيَا﴾ همان حقیقت عالم وجود است؛ حقیقت خود عالم وجود که بالاترین مرتبه از هستی است که تمام هستیها همه از آن هستی ناشی میشود و بقیه همه سراب و نمود هستند و او فقط بود است و وجود است این اولیاء به این معنا است.
- . منظومه، ج 3، ص 645.
- . سوره توبة (9) آيه 40. امام شناسى، ج 10، ص 209:
«و كلمه و نداى خداوند، آن فقط كلمه و نداى بالاست.»

