اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

78. غرر في تقسيم الكلام

جلسه ۱۹۵

3
  • تلمیذ: اضافۀ کلمه به الله چه معنایی است؟!

  • استاد: اضافۀ به الله به معنای فقط دو جنبه است، یکی ما وجود می‌گوییم، وجود الله تعالی، اینکه می‌گوییم: وجود خدا، غیر از خدا که وجودی نیست این همین «الحق ماهیته إنّیته»1 است. ما الله را در اینجا به معنای یک ماهیتی می‌گیریم و وجود را منتسب به الله در اینجا قرار می‌دهیم. درحالی‌که حقیقت الله غیر از همین حقیقت وجود منبسط چیز دیگری نیست فقط انطباق می‌شود. برحسب انطباق می‌گوییم؛ وجود زید وجود عمرو، وجود بکر.

  • تلمیذ: بنابراین تفسیر ثانی که فرمودید حقیقت وجود می‌شود کلمةالله در اینجا می‌شود اضافۀ بیانیه؟

  • استاد: بیانیه می‌شود دیگر.

  • تلمیذ: بیانیه که به...؟

  • استاد: نه اضافۀ بیانی، آن معنای اوّلی که در کلمةالله باشد کلمةُ من الله است یعنی این کلمه، از خدا است آن‌وقت این «مِن» مِن نشویه می‌شود ولی در دومی این «الله» همان نفس کلمه است؛ نفس کلمه است که همان وجود است و آن وجود مُعرب از مافی‌الضمیر است منتها در وقتی که نفس آن وجود را لحاظ کنیم دیگر عنوان کلمه بودن در آنجا معنا ندارد وقتی که ما این وجود را به‌لحاظ تأثیرگذاری و به‌لحاظ موثریت و مسببیت لحاظ کنیم آن‌وقت در آنجا عنوان کلمه می‌شود یعنی وجودی است که مُعرب از مافی‌الضمیر خودش است مُظهر مافی‌الضمیر خودش است آن‌وقت در اینجا اطلاق کلمه به آن می‌شود.

  • غررٌ فِي تقسيمِ الكلامِ‌.

  • فَمِنهُ ما قَد كانَ عَينَ الذّاتِ كون‌ ـ إمّا عَطفُ بيانٍ لِ«ما» أو خبرُ مبتدأ مَحذوف ـ بِحيثُ يُنشِي‌ءُ الآيات‌ و هُو الوجودُ المجرَّدُ عَنِ المَجالِي و المَظاهِر و الدّالُ و المَدلولُ فيه واحدٌ كَما قالَ علیه‌السّلام: يَا مَن دلَّ عَلى ذاتِهِ بِذاتِه.2

  • بعضی از این کلام آن است که عین ذات است، این کون است. آن کلمه که عین ذات است وجود است کلمۀ «کون» یا عطف بیان «ما» است یا خبر مبتدا محذوف [هو] است که خبرِ آن «کون» باشد به حیثی که آن وجود است که انشاء آیات حق را می‌کند و آن وجودی است که مجرد از هر مجالی و مَظاهر است و دالّ و مدلول در او واحد هستند که همان وجود بسیط و حقیقت منبسط است که همان صرف الوجود است همان‌طور که حضرت می‌فرماید: [ای کسی که] خود نفس وجودش حکایت از آن حقیقت و هویت خودش می‌کند و نیاز به مَجلا و مظهریت برای بیان آن وجود نیست.

    1. منظومه، ج 2، ص 96.
    2. منظومه، ج 3، ص 640.