جلسه ۱۹۶
10اینها یک مثال و مصداق بارز برای این مشیّت و مصلحت در فعل حق هستند که فعل خداوند دائر مدار مصلحت نیست بلکه مصلحت دائر مدار فعل اوست. وقتی که این فعل از خدا سر زد حالا ما باید بگوییم که حق همین است و باید فعل خودمان را منطبق بر این حق کنیم، فکرمان را منطبق بر این امر کنیم، مرام و مشی خودمان را منطبق بر این کنیم، نهاینکه با خدا بحث کنیم؛ خب این کاری که تو کردی شاید خلاف مصلحت باشد بنده زیر بار نمیروم!
وجود نظریات مختلف در حیطۀ اطاعت از امر ولی فقیه
بعضیها در مورد ولایت فقیه همین حرف را میزنند؛ میگویند که ولایت فقیه یعنی چشم، گوش، زبان، دست، پا، فکر، قلب و همه چیز را کر و کور و لال کن و ببند و هرچه ولیّ فقیه گفت، بگو سمعاً و طاعةً!
اما بعضیها میگویند که نه جانم وقتی ولیّ فقیه حرفی میزند یا امری میکند، این سر جای خود محفوظ اما تو چشم داری، گوش داری، عقل داری، فکر داری، قلب داری، مغز داری، اعصاب داری، همۀ اینها را تو هم داری. چشم و گوش را ببند و همه چیز را صاف و دربست کنار بگذار، این میشود همان مصلحتی که ناشی از فعل حق میشود. ولیّ فقیه بگوید که زنت را طلاق بده، طلاق بده، ولیّ فقیه میگوید که خودت را بکش، بکش، ولیّ فقیه میگوید که فلان کار را انجام بده، بده و....
بعضیها میگویند: نه جانم ولیّ فقیه گفته است؟! خیلی خندیده است! خلاصه اینطور هم نیست که او حرفی که میزند [باید عمل شود] احترامش محفوظ، فحش هم نمیدهیم، بدوبیراه هم نمیگوییم، ولی میگوییم: شما در این قضیه اشتباه فرمودید و علم و قطع برای انسان حجیت ذاتی دارد و وقتی که انسان به مرحلۀ علم برسد نمیتواند به آن عمل نکند.
مگر اینکه آن ولیّ، ولیّ کذایی باشد که مصلحت از فعل او ناشی میشود. در مقابل او بله، کر شو، کور شو، لال شو، هرچه میخواهی بشوی، بشو، بهتر است. اما اینجا نه، اگر بخواهیم حدود و مراتب را باهم خلط کنیم دیگر ... مثل اینکه شما تدبیر یک کشور را بهدست یک بچۀ دهساله بدهید و به او بسپارید. بچۀ دهساله فقط باید کیف خودش را بردارد و دفتر و دستک را در کیفش بگذارد به همین مقدار از او توقع داریم. اما امور یک کشور را به یک بچه دهساله سپردن دیوانگی و جنون است. اینهم همینطور است. انسان بهجای اینکه بیاید اختیار خود را به یک مقام ولایتی بسپارد که اصلاً حسابش با بقیه فرق میکند، بیاید بگوید: حالا چون اسم ولیّ را روی فلانی هم آوردهای پس تا گاو و ماهی جلو برو. نمیشود این کار را کرد.

