اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

79. غرر في الإرادة

جلسه ۱۹۶

7
  • یعنی عاشق هیچ‌گونه اختلاف و بینونیتی را بین خود و معشوقش نمی‌بیند تا در مقام دفعش بربیاید. اگر من‌باب‌مثال معشوقش فقیرِ فقیر باشد و این غنیِ غنی باشد، تمام مال خودش را برای معشوق می‌بیند. اگر معشوقِ خودش ضعیفِ ضعیف باشد و این قوی باشد تمام قدرت خودش را برای معشوق می‌بیند. اگر این معشوق مریض باشد و این صحیح باشد اصلاً صحت خودش را صحت معشوق می‌بیند، خودش را به هزار دَر می‌اندازد تااینکه او صحیح شود. یعنی اصلاً صحتی را در خودش نمی‌بیند وقتی که معشوق مریض است می‌گوید که من اصلاً صحیح نیستم و واقعاً هم این‌طور است یعنی وقتی که می‌خواستند لیلی را فصد کنند صدای مجنون درآمد، راست می‌گفت. یعنی این در یک مرحله‌ای بود که اصلاً وجود خودش را [نمی‌دید] ـ‌ هضم اینها برای ما یک‌قدری مشکل است ولیکن واقعیت دارد ـ یعنی وجودی برای خودش سوای وجود معشوق نمی‌بیند و ناراحتی او عین ناراحتی خودش است، نه‌اینکه در تخیل خودش بگذراند که الآن او ناراحت می‌شود پس من ناراحتم. نه، دست خودش نیست؛ الآن که شما محبت به زن و فرزند یا رفیقتان دارید آیا در ذهنتان وارد می‌کنید که چون این زن من است پس من باید این را دوست داشته باشم؟! آیا هر روز مثل مراقبه‌ای که صبح از خواب بیدار می‌شوید و با خودتان شرط می‌کنید که کاری که امروز می‌کنم باید مورد رضای خدا باشد؛ فعل و قول من رضای خدا باشد، آیا با خود این‌طور هم می‌گویید که این زن من است باید دوستش داشته باشم ـ تسبیح دست‌تان بگیرید و یکی‌یکی بیندازید ـ این بچۀ من است باید دوستش داشته باشم، این چی‌چی من است باید دوستش داشته باشم؟! اینها را نمی‌گویید یعنی نیازی به تصور در ذهن ندارد بلکه این قضیه یک جهت و حیثیت حضوری دارد و شما در خودتان وجدان می‌کنید. عاشق وقتی که در معنا به معشوق می‌رسد این حالت در او حضوری است تصوری و تصدیقی و حصولی نیست بلکه حضوری است، این حالت را دارد، تازه این مرحله آخرین مرحله نخواهد بود باز بین این و او چیزی را می‌بیند که می‌گوید: او چرا این‌طور است و من این‌طور هستم. اگر انسان به یک مرحله‌ای رسید که اصلاً دیگر دو چیز ندید آن دیگر کمال عشق است.