اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۹۶

9
  • «و کُلُّما بالعرض یَنتهی إلی ما بِالذات»1 وقتی کمال مطلق، وجود شد پس هر چیزی که مستند به وجود مطلق است آن کامل، اکمَل، تامّ و اَتمّ است. دیگر لازم نیست دنبال چیزی بگردیم. وقتی که خداوند یزید را خلق کرد ما نمی‌توانیم بگوییم که خدایا در خلقت تو نقص هست که یزید را خلق کرده‌ای! خدا می‌گوید که پس همه را رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم خلق کنم؟! چرا یزید را خلق کرده‌ای؟! براساس چه مصلحتی تو یزید را خلق کرده‌ای؟! ما اگر بخواهیم کاری انجام دهیم مثلاً منزلی بسازیم یا منزلی بخریم می‌گویند که براساس چه مصلحتی منزل ساخته‌ای؟ آیا همیشه‌ می‌خواهی در این شهر بمانی؟ می‌گوید: بله، حالا که در اینجا ساخته‌ای آیا شرایط دیگر را درنظر گرفته‌ای مثلاً اینجا داخل در محدوده نیست؟ می‌گوید: بله، آیا مسائل دیگر را درنظر گرفته‌ای؟ آیا محله‌اش محلۀ خوبی است؟ می‌گوید: بله. آیا ارتباطش با آنجایی که اشتغال داری مناسب است؟ می‌گوید: بله. آیا از نظر آب و هوا هم مطلب را درنظر گرفته‌ای؟ می‌گوید که بله. از نظر سر و صدا درنظر گرفته‌ای؟ می‌گوید: بله،‌بله، ‌بله. تمام این شرایط را یکی‌یکی درنظر می‌گیرد بعد یک خانه می‌سازد، این را تطبیق فعل با یک مصلحت خارجی می‌گویند.

  • حالا خدا این فعلی را که می‌خواهد در خارج ایجاد کند با چه مصلحتی می‌خواهد درنظر بگیرد؟! خدایا این شخص را که خلق کرده‌ای آیا مصلحتی را برای خلق این درنظر گرفته‌ای یا نگرفته‌ای؟! می‌گوید: مصلحت من هستم، مصلحت ذات من است؛ من چه را درنظر بگیرم؟! من درنظر بگیرم که این فعل منطبق با نفس‌الأمری باشد که آن نفس‌الأمر مصلحت است؟! نفس‌الأمر غیر از وجود چه می‌خواهد باشد؟! هرچه را شما درنظر بگیرید و به هرجا که می‌خواهید برسید، نهایت این به وجود به حقیقت هستی برمی‌گردد.

  • عینِ مصلحت بودن اصل وجود

  • به‌حساب ما تطوّرات وجود است که مصلحت‌ساز و مفسده‌ساز است. آیا خود اصل وجود هم مصلحت و مفسده ساز است؟! خود اصل وجود، عینِ مصلحت است و فعلی که از اصل الوجود ناشی می‌شود عین مصلحت است. لذا می‌گویند که از فعل ما سؤال می‌شود ولی از فعل خدا نمی‌شود سؤال کرد که چرا این کار را انجام داده‌ای؟!﴿لَا يُسۡ‍َٔلُ عَمَّا يَفۡعَلُ وَهُمۡ يُسۡ‍َٔلُون﴾2 [این سؤال چه معنایی دارد؟!] چرا تو این کار را انجام داده‌ای یعنی آیا فعل تو منطبق با مصلحت است یا نه؟! آن مصلحت، غیر از حقیقت وجود چه می‌خواهد باشد؟! هیچ‌چیزی نیست. لذا نمی‌شود از فعل خدا سؤال کرد بلکه مصلحت است که از فعل خدا سر می‌زند و ناشی می‌شود. یعنی وقتی که خدا این کار را انجام داد حالا ما باید بر طبق این کار خدا، کار خودمان را نظام ببخشیم. مثل پادشاهانی که نشسته‌اند [امر می‌کنند، کسی نمی‌تواند از آنها سؤال کند] حالا یک وقت پادشاه، پادشاهِ عاقلی است و می‌نشیند می‌بیند چه به‌درد مردم می‌خورد؟ چه چیزی به مصلحت این مردم است؟ آیا مصالحه است، جنگ است، اختلاط و فلان است، این کارها را انجام می‌دهد و بعد به وزراء و وکلا خود دستور می‌دهد که این کار را انجام بدهید یا ندهید. یک وقت هم نه، پادشاه صبح از خواب بیدار می‌شود و می‌گوید که فلان کشور را بگیرید، خب آقا این حرفی که زده‌ای حالا بر چه اساس بوده است؟! ما [فقط حرف] می‌زنیم! حالا که تو این حرف را زده‌ای باید عمله و اکَره مشغول شوند که فلان کنند و چه‌کار کنند. فعل این پادشاه فعل خدا است؛ او صبح از خواب بیدار می‌شود و می‌گوید که فلان چیز را می‌خواهم. حالا که این را گفت، دیگر باید دنبالش رفت و برایش درست کرد. آدم عاقل که نیست که بنشیند بگوید: حالا اینکه من می‌خواهم درست است یا غلط است؟! فقط می‌گوید؛ باید این کار انجام بشود، حالا آقاجان این کار که نمی‌شود، نه باید بشود! حالا که باید بشود همین آقایی که دیروز بر علیهِ شدن این کار هزارتا دلیل می‌آورد، همین آقا از حالا به بعد هزارتا دلیل برای تحققش می‌آورد! این جالب است، این جالب است. چرا؟! به‌خاطر اینکه این پادشاهان مظهر شاهی حق هستند! وقتی که از فعل حق مصلحت ناشی می‌شود، بعضی از پادشاهان هم در این دنیا پیدا می‌شوند که مصلحت از امر آنها ناشی می‌شود یعنی اوّل امر می‌کنند بعد ملت باید بروند دنبال اینکه آن امر را محقق کنند! حالا چطور باید این قضیه را جمع کنند؟! او امر را صادر کرده است و کاری هم نمی‌شود کرد یا نهی را صادر کرده است و دیگر کاری نمی‌شود کرد! درست شد؟!

    1. منظومه، ج 4، ص 163.
    2. . سوره انبیا (21) آیه 23.