اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

79. غرر في الإرادة

جلسه ۱۹۷

4
  • حالا هر شخص به هر مقدار که عقل او به فعلیت برسد به همان مقدار مقدمات ارادۀ او جنبۀ علمی پیدا می‌کند؛ از تخیل و وهم و ظن بیرون می‌آید. به‌دنبال هر مطلبی که می‌رود با وجهۀ علمی و منطقی به‌دنبال او می‌رود و حتی گاهی اوقات می‌شود که در این قضیه به حدّ وسواس می‌رسد. البته می‌توانیم بگوییم که خود وسواس او هم در اینجا آمیخته‌ای از منطق و تخیل می‌شود. بعضی‌ها دیگر خیلی خشک می‌شوند و آن حق را کنار می‌گذارند. در اینجا هم باز جنبۀ تخیل است. درهرصورت امکان ندارد راه شخصی یقینی باشد و در مقدمات آن ـ مقدمات شوق ـ و در تفکر و منافع آن شیء مرغوبٌ فیه جنبۀ تخیل یا احساس راه داشته باشد. نمی‌شود این‌طور باشد.

  • ما می‌توانیم با این ملاکی که داریم میزان معرفت شخص را و میزان راه او را و میزان صدق حقیقت راه او را محک بزنیم که او تصمیم‌گیری‌هایی که می‌کند [بر چه اساسی است] اگر شما شخصی را نگاه کنید و چندتا کار از او ببینید، این کارها را در کنار هم قرار بدهید، بعد آن مقدمات این کارها را هم از او سؤال کنید که برچه اساسی به‌دنبال این رفتی؟ برای شما توضیح می‌دهد، دو سه‌تا که پیدا شد می‌فهمید که فکر او در چه حدی است؛ آیا در حدّ وهم و تخیل است یا در حد منطق و علم و یقین است؟ کدام‌یک از این مراحل چندگانۀ مقدمۀ شوقی در او تحقق پیدا کرده است؟ این یک کلام معترضه‌ای بود که یکی از منافعی را که می‌شود بر این بحث بار شود را خدمتتان عرض کردم.

  • معنای اراده

  • حالا پس اراده ‌خواهی‌نخواهی عبارت از یک خواستی است که به‌دنبال آن خواست حرکت تحقق پیدا می‌کند یعنی دیگر فاصله‌ای بین حرکت و آن شخص مرید، شیء موجود مرید وجود ندارد. در ما این‌طور است؛ اوّل تصور یک شیء در ما پیدا می‌شود که آن تصور راه‌های مختلفی دارد؛ ممکن است از شنیدن یک مطلب تصورش در انسان پیدا بشود، ممکن است از دیدن یک شیء تصورش در انسان پیدا بشود، ممکن است از خواندن یک مسئله تصور در انسان پیدا بشود، ممکن است از خواب دیدن تصور پیدا ‌شود و ممکن است از هزار راه دیگر، درنتیجه حصول تصور یک امر غیر اختیاری است. این غیر اختیاری می‌شود. تصور که پیدا شد، فکر و وهم و خیال به‌دنبال این تصور می‌رود و در اطرافش شروع به بحث کردن می‌کند؛ شروع می‌کند به فکر کردن و صحبت کردن و در ذهن خودش حلاجی کردن، منافعی که بر این تصور مترتب می‌شود را به ذهن می‌آورد و مضارّ را به ذهن می‌آورد و جوانب را می‌سنجد اگر منفعت بر آن مفسده در این تصور غلبه کرد برای انجامش شوق پیدا می‌شود، کم‌کم، کم‌کم شوق به حدّی می‌رسد که شخص را به حرکت به‌طرف شیء مرغوبٌ فیه ملزم می‌کند و انسان به‌سمت او می‌رود. اسم آن شوق مؤکد را اراده می‌گذارند. درست شد؟! این در مورد انسان است.