جلسه ۱۹۷
6تلمیذ: در حقیقت ادلّۀ اجمال به تفصیل است.
استاد: بله همان ادلّۀ بهنحو تفصیل است.
تلمیذ: در انسان هم این فرضیه مصوّر است بهخاطر اینکه این شخصی که دنبال یک لذت معدوم میرود در حقیقت اجمالش در درونش هست و بهوسیلۀ شیئی که در خارج ایجاد میشود میآید برای ایجاد آن مُعِد میشود، لذتی که در اجمالِ نفس است ایجاد تفصیل میکند؟
استاد: این فاقد آن است، در مرحلۀ تفصیل فاقدش است یعنی علم ندارد و برای جهلش میخواهد این کار را انجام بدهد.
تلمیذ: همان التذاذ مادی که در بیداری دارد در خواب هم بدون وسیلۀ التذاذ پیدا میشود؟
استاد: باشد فرق نمیکند در خواب هم با اختیار حرکت میکند. چه کسی گفته است که در خواب بدون اختیار است؟!
تلمیذ: میخواهم بگویم که تمام آن چیزهایی که احتیاج دارد در نفس انسان بهصورت اجمال هست؟
استاد: مسئلهای که شما میفرمایید آن مسئلۀ:
أَتَزعَمُ أنَّكَ جِرمٌ صغير *** [و فيكَ انطَوَى العالَمُ الأكبَر]1 و امثالذلک است که حقیقت عالم هستی در وجود هر شخصی بهنحو اجمال هست، این صحیح است ولی صحبت در این است که برای رسیدن به آن اجمال است که الآن دارد بهدنبال تفصیل میرود یعنی برای رفع جهلی که به آن اجمال دارد میرود و آن اجمال را به مرحلۀ ظهور درمیآورد. اگر این شخص خودش میتوانست به آن اجمال دسترسی پیدا کند دیگر بهدنبال چیزی نمیرفت پس این فقیر است.
تلمیذ: پس اجمال هم ندارد؟!
استاد: اجمال دارد ولی راهی به اجمال ندارد یعنی اگر بهدنبال تفصیل نرود در این جهل ابدالدهر بماند. اما خداوند متعال که غنی بالذات است دیگر معنا ندارد برای رفع اجمالش سراغ تفصیل برود، او غنی بالذات است. تفصیل، مُفصِّل باشد یا مُفصِّل نباشد در هردو صورت غنی بالذات است و فعلیت تامّه دارد. حالا فرض کنید در خارج پیدا نشوند خب نشوند، وقتی در وجودش هست دیگر نیاز به چیزی ندارد.
خلقت موجب کمال خداوند نیست بلکه بهخاطر تحقق خارجی است
- . ديوان امام على عليهالسّلام، ص 175:
و تَحسَب أنَّك جِرْمٌ صَغيرٌ *** و فيكَ انطوى العَالمُ الاكبرُ
- . ديوان امام على عليهالسّلام، ص 175:

