اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

80. غرر في تأكيد القول بأن الداعي و الغرض من الإيجاد عين ذاته تعالى

جلسه ۱۹۸

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  •  

  • بحث راجع به حقّیت ذات باری واقعیت نفس‌الأمریه در اِتّجاه مرید به نحوه شیء مرغوبٌ فیه است و اتفاقاً جالب است که این مطلب را در بحث بعدی هم ابن‌سینا دارد. ایشان می‌فرمایند: اگر کسی واقعاً کمالیت حق را شناخته باشد که حق، کمال مطلق است و هیچ کمالی ماورای او متصور نیست و ذات او کمال حق است و حقِّ کمال است، اگر شخصی به این معنا رسیده باشد و ما کار نظام عالم را به‌دست او بدهیم که او نظام عالم را تنظیم کند، لاجرم به همین کیفیتی تنظیم می‌کند که الآن وجود دارد! آن‌وقت در آنجا انسان احساس می‌کند بر اینکه علت غایی برای این فعل و علت غایی برای این نظم، خود ذات پروردگار است؛ یعنی شیئی وراء ذات نیست. البته ایشان این مطالب را دیگر در اینجا ندارند. منظور از یک فعلی که مرید انجام می‌دهد تحصیل مصلحت و منفعتی برای خود است. مرید همیشه برای این جهت این کار را انجام می‌دهد.

  • حتی در مورد پیغمبران می‌گویند که خداوند پیغمبران را برای ما مبعوث کرد و آنها مانند شمعی بودند که آب شدند و خودشان را فدای هدایت مردم کردند، این عبارت غلط است. به‌جهت اینکه لولا مصلحتی که در نفس بعثت برای خود آن پیغمبر هست، چه ارتباطی بین این پیغمبر و مردم هست که یک نبی بیاید دست از مصالح و منافع خودش بردارد و شخصی را هدایت کند؟! چه ربطی به او دارد؟! واقعاً خیلی احمق است که اگر بخواهد این کار را انجام دهد. آن پیغمبر یا نبی که در حال خودش؛ در حال خلوت خودش راه خودش را می‌رود و سیر خودش را می‌کند چرا بیاید خودش را به اذیت و گرفتاری و هزار ابتلا بیندازد برای اینکه یک عدّه را هدایت کند؟! وقتی نفعی به او نرسد باید خیلی آدم احمقی باشد [که این کار را انجام دهد] پس این منطق اصلاً به‌طورکلی غلط است. بله، منطق این است که هر هدایتی که پیغمبر متصدی آن هدایت می‌شود یک نفعی مستقیماً برای خود او دارد، یعنی خود او به‌واسطۀ این هدایت سیر پیدا می‌کند، تجرد بیشتر پیدا می‌کند، سِعۀ بیشتر پیدا می‌کند و واجد صفات کلیۀ جمال و جلالیۀ پروردگار می‌شود که قطعاً قبل از این نبوده است. مسلماً حضرت موسی ـ علی نبینا و آله علیه‌السّلام ـ آن سعه و ظرفیتی که در ارتباط با مردم بعد از بعثت پیدا کردند قبل از بعثت به‌هیچ‌وجه نداشتند. مسلماً پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم آن سعه و ظرفیتی که بعد از بعثت در ارتباط با مردم پیدا کرده بود قبل از بعثت آن را نداشت و اگر به همان سیر غار حرایی خودش ادامه می‌داد هیچ‌وقت به آنجا نمی‌رسید.