جلسه ۱۹۸
3طبق قاعدۀ امکان اشرف مصلحت نفس الأمریه اولاً به پیامبر میرسد، بعد به دیگران
البته طبق قاعدۀ امکان اشرف این است بهواسطۀ سیر صعودی خودش و تجرد خودش اوّلاً و بالذّات مصلحت نفسالأمریه متوجه او خواهد شد و بعد به طُفیل او یک چیزی هم به بقیه خواهد رسید از این باب اینطور میتوانیم بگوییم یعنی خداوند متعال برای کمال نفس پیغمبر او را مأمور کرده بود به اینکه اینها را انجام بدهد، حالا نفس پیغمبر بهواسطۀ اینها کامل میشود بعد یک عده هم به طفیل او به یک نوایی میرسند. یک وقت کثرت جمعیت و ازدحام ما را نفریبد که پیغمبر اینهمه مردم را هدایت کند تازه بگوییم که منظور از همۀ اینها خود پیغمبر است. منظور او تحصیل علم است در یک فرد و تحقق به اخلاق الهی است آن دیگر یکی و دوتا برنمیدارد. گفت: یک ده آباد به از صد شهر خراب، اگر یک نفر از میان یک جمعیتی به این تحقق متحقق بشود بهتر است از اینکه هزارها نفر و میلیونها نفر در یک رتبه بمانند و آن رتبهشان همان مقدار است و بالاتر از او نیست. لذا میفرمایند: «لَولاک لَما خَلَقتُ الأفلاک»1 تمام این حرکت ستارگان و تمام حرکت کواکب و اینها برای این است که یک نفر به مقام معرفت برسد، حالا بقیه هم به طُفیل او [برسند] و مثال عامی هم که میزنند این است که میگویند: شما نگاه کنید که این حوزۀ علمیه چندتا طلبه دارد از این چندتا طلبه مثلاً دههزارتا طلبه که همه میآیند و فلان و این حرفها ولی ازبین آنها ـ سابق که به ما اینطور میگفتند ـ منبابمثال یک آقای بروجردی درست میشود و بقیه هم [از او استفاده میکنند] فرض کنید که از وجوهات استفاده میکنند از چیز استفاده میکنند و اینها. ولی اینها همه به طفیل چه کسی هستند؟! طفیل آن یک نفر هستند یعنی علت غایی برای این تشکیلات همان به ثمر رسیدن یک نفر است که اتفاقاً این مرجح بشود، هر کسی هم در مراتب خودش به یک مرتبهای خواهد رسید. بله، لذا در اینجا آن فقرۀ حدیث قدسی که در حدیث کساء هست:
- . الوافی، ج 2، ص 72.

