جلسه ۱۹۸
5این مسائلی که در روایات و اخبار هست جامع همۀ مطالب نیستند، ممکن است هر عبارتی گویای یک وجهۀ از قضیه باشد. وجههای دیگر را عبارتهای دیگر و فقرات دیگر بیان میکنند.
تلمیذ: ظاهراً اینطور که ... نبوده آنطور که حضرت آقا نقل میکنند که اگر نبود دستور مرحوم حداد ... من یک لحظه با این مردم نمینشستم.
استاد: ببینید این همان عبارتی است که میفرماید:
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان *** قیل و مقال عالمی میکشم از برای تو1 انسان در آن حالی که هست یک حالی دارد ـ واقعاً هم همینطور است ـ که بالأخره بهواسطۀ آن حال هیچوقت نمیتواند حال همنشینی و جلوس با محبوب را بههیچوجهی نمیتواند ازدست بدهد ولی صحبت در این است که اگر دید فعلی را آن موقع مرحوم آقا نسبت به این دستور آقای حداد ـ رضوان الله تعالیٰ علیهما ـ داشتند، آیا بازهم چنین چیزی بود یا نبود؟! یعنی این سعهای که قطعاً ایشان این سعه را بهواسطۀ همین رفتنها و تحملکردنها و نشستوبرخاست کردنها و تصدی امور باطنی کردنها ـ حالا ظاهری بماند ـ پیدا کردند، حتی اگر آن موقع ادراک اجمالی ـ مثلاً میخواهیم بگوییم ـ نسبت به این قضیه داشتند شاید به این کیفیت نبوده است.
تلمیذ: صحبت در این است که همان لحظه این ادراک نباشد.
استاد: بله، این ادراک نباشد والاّ اگر واقعاً شخصی آن آثار و آن مراتب را ببیند و آن سعه و آن جهاتی که بعداً و بالمآل خدا نصیب او خواهد کرد، پذیرا میشود و قبول میکند.
پی بردن به مصالح از جمله خصوصیت سلوک خام
سلوک عبارت از تحمل نفس و عبور نفس است
این فقط برحسب تعبّد است و لحاظ تعبد را میگذارد لذا میگویند: سالک نباید در سلوک به مصالح پی ببرد، اگر بخواهد به مصالح پی ببرد سلوک او خام است و حرکت نمیکند یعنی سلوک عبارت از تحمل نفس و عبور نفس است. اگر انسان بداند در پس این پرده چه خبر است دیگر تحمل معنا ندارد چون خودش با کمال رغبت [انجام میدهد] حالا یک دردی هم میکشد بکشد دیگر هر تاجری بهخاطر اینکه پول بهدست بیاورد بالأخره بازار میرود و درِ دکّان را باز میکند و گرما و سرما را تحمل میکند. ولی عشق به پول اینقدر او را مست کرده که هیچچیزی متوجه نمیشود. حالا فرض کنید که اینهم همینطور است. اگر ما واقعاً بدانیم که چه خبر هست ...
- . دیوان حافظ، غزل 411.

