اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفريدة الثالثة في أفعاله تعالى 81. غرر في أنحاء تقسيمات لفعل اللَه تعالى

جلسه ۱۹۹

توضیحات:

الفريدة الثالثة في أفعاله تعالى 81. غرر في أنحاء تقسيمات لفعل اللَه تعالى

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۹۹

12
  • «متعارف این است که ما «مِن» را بر مادۀ شیء متعارف کنیم» اما نفوس از عقول غیرمتعارف است، هیچ‌وقت برای علّیت معلولیت «مِن» نمی‌آورند اما برای مادۀ شیء می‌آورند، «عقول که مادۀ برای نفوس نیستند بلکه جنبۀ علّیت دارند [پس نفوس مجرد از شیء می‌شوند نه اینکه از شیء باشند. وقتی که این را دانستی پس بدان که] که علماء اینها را قصد کرده‌اند و از اینها به جسم و نفس و عقل تعبیر کرده‌اند»؛ جسم گفته‌اند یا نفس گفته‌اند یا عقل گفته‌اند؛ «یعنی عقلی که دارای رفعت است. مشائین به عالم ارواح عالم عقل می‌گویند»، به عالم عقول عالم عقل می‌گویند درحالتی‌که ممکن است همین لفظ در لسان اهل شرع تفاوت پیدا کند و ملائکه بگویند یا ملائکۀ مقرب بگویند و «جبروت که عالم عقول است و ملکوت به معنای اَعَم که عالم غیب است جُملَةً، حالا ملکوت أعلیٰ داریم، ملکوت أخصّ داریم که عالم مثال است که به آن ملکوت اسفل هم می‌گویند که عالم مثال برزخ است و ملکوت أعلیٰ می‌گویند که ملکوت أعلیٰ خودش شامل جبروت هم خواهد شد و ملک ﴿وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفّٗا﴾ مقرب که از او به روح‌الأمین تعبیر می‌شود یا جبرائیل و امثال‌ذلک که در مرتبۀ بالا هستند ﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾ ملائکۀ واسطه هستند بین ملائکۀ جزئیه که مدبرات عالم‌اند و بین ﴿وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفّٗا﴾ هستند و ﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾ عبارت است از آن نفوس جزئیه نوریه که اینها تدبیر عالم را می‌کنند.»

  • مِما هُوَ الأكثَرُ تَداولاً في لِسانِ الشَريعة وَ المَعرِفَة وَ النُورِ الأسفَهبُد مِنَ النُفوسِ الفَلَكيةِ وَ الأرضيةِ وَ المَظاهر مِنَ الأجسامِ الفَلَكية وَ العُنصرية بَلِ الأشباحِ المِثالية.1

  • در لسان شریعت از عالم غیب و عالم انوار، تعبیر به ملائکه می‌شود و نور اسفهبد از نفوس فلکیه و ارضیه (که به لسان اشراقیین تداول دارد) و مظاهر از اجسام فلکیه و اجسام مظاهر را می‌گویند که بیان آنها از اجسام فلکیه است و اجسام عنصریه است بلکه آن اشباح مثالیه که همان عالم مثال است، (این را هم تعبیر به مظاهر در اینجا می‌کنند).

    1. . منظومه، ج 3، ص 662.
/ 260