جلسه ۱۹۹
توضیحات:
الفريدة الثالثة في أفعاله تعالى 81. غرر في أنحاء تقسيمات لفعل اللَه تعالى
جلسه ۱۹۹
14تلمیذ: برای مجموع حقیقتی قائلاند؟
استاد: بله، بله غیر از نفس خودِ اینها یک نفس کلی دیگر هم قائل بودند. حالا قائل نفس بودن یک مسئله است خیلی مهم نیست و میتوانیم بگوییم که یک تدبیر کلی اینها را میگرداند ولی صحبت در این است که برای اینها جزء قائل بودند؛ اجزاء لطیفه قائل بودند. این اشکال دارد.
فَيُعَبِّرونَ عَنِ الأجسامِ الفَلكية وَ العُنصرية بِالبَرازِخِ العِلوية و السِفلية كَما في كتابِ حِكمَةِ الإشراق كُلٌّ مِنَ الألفاظِ المُساوِقَة مِن كُلِّ لِسانٍ كَالنُّورِ القاهِر وَ المَلَكِ المُقَرَب وَ الجَبَروت وَ العَقل لِمَعنَىٰ واحِدٍ يُشيرُ وَ قِسْ عَليهِ الباقي بَلِ الكُل دالاتٌ عَلَى مَعنى واحد حَقيقي هُو مَعنَى المَعاني وَ مَقصَدُ المُقاصد.1
«از اجسام فلکیه و عنصریه تعبیر به برزخ علوی و برزخ سِفلی میکنند [همانطور که در کتاب حکمت اشراق] اینها میگفتند که عالم مثال و عالم برزخ عبارت از همین نفوس فلکیه است. هرکدام از این الفاظ که مساوق از هر لسانی است مانند نور قاهر، ملک مقرب، جبروت و عقل، ـ هرکدام از اینها که یک عده میگویند ـ تمام اینها اشاره به یک معنا میکنند و فقط الفاظ تفاوت پیدا میکند» مثل اینکه ما در لسان شرع هم داریم که گاهی اوقات از اوّل ما خَلَقَ تعبیر به لوح و قلم میشود و گاهی اوقات از اوّل مَا خَلَق تعبیر نور نَبیّک یا جابر2 میشود گاهیاوقات از اوّل ما خلق تعبیر به عقل میشود. اینها همه یک معنا است ولی تعابیر تفاوت پیدا میکند. «بلکه تمام اینها بر معنای واحدِ حقیقی دلالت میکنند که آن معنیالمعانی و مبدع همۀ موجودات و مقصد المَقاصد است.»
الكُلُ عِبارَةٌ وَ أنتَ المَعنى *** يا مَن هُوَ لِلقلوبِ مِـغناطيس وَ كانَ في تَعبيرِنَا التَغيير.3
همۀ موجودات عبارت هستند و تو معنا و حقیقت آنها هستی، ای کسی که قلبها را مغناطیس هستی و جذب میکنی.
در تعبیر ما تغییر است.
اما واقعاً تمام اینها اشاره به یک معنا است.
- . منظومه، ج 3، ص 663.
- . بحارالأنوار، ج 15، ص 24. معاد شناسى، ج 9، ص 452، تعلیقه:
روايات در اين معنى به مضامين مختلفى وارد است كه اوّل ما خَلَق اللهُ، ماء است، و يا قلم، و يا لوح، و يا عقل، و يا نور. در «مرصاد العباد» ص 46 و ص 52 گويد: اوّل ما خَلَق اللهُ الْعَقْلُ. و نيز در ص 52 گويد: اوّل مَا خَلَقَ اللهُ القَلَمُ. و نيز در ص 37 و ص 52 و ص 403 گويد: اوّل مَا خَلَقَ اللهُ روحى. و نيز در ص 37 و ص 133 و ص 159 گويد: اوّل مَا خَلَقَ اللهُ نُورِى.
وليكن استاد ما علاّمه طباطبائى مدّ ظِلّه العالى نظرشان اين است كه از همه اين روايات روشنتر و قوىتر همين كلام رسول خداست كه به جابر فرمود:
«اى جابر! أوّلين چيزى را كه خداوند آفريد، نور پيغمبر تو بوده است.»
أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ نُورُ نَبِيِّكَ يا جابِرُ. (مهر تابان، ص 350؛ و اصل روايت در «بحارالأنوار» ج 15، ص 24 آمده است). - . منظومه، ج 3، ص 663.

