جلسه ۱۹۹
توضیحات:
الفريدة الثالثة في أفعاله تعالى 81. غرر في أنحاء تقسيمات لفعل اللَه تعالى
جلسه ۱۹۹
18تلمیذ: من نمیدانم.
استاد: یااینکه ناقص است؟ من الآن حتی نسبت به خودِ شما میگویم، چرا سراغ امیرالمؤمنین برویم! الآن ما در خواب یا در مسائل دیگر مسائل آینده و حوادث آینده را میبینیم که اتفاق میافتد یااینکه فرض کنید شخص بزرگی نگاه به این بچه میکند و میگوید که این بچه آیندهاش معلوم است که به کجاها خواهد رسید، درست شد؟! اینکه میگوید: آینده به کجا خواهد رسید، الآن رسیده است یا بعداً میرسد؟! اگر الآن میرسد پس الآن کامل است پس چرا تربیت میخواهد؟! بعداً میرسد، اینکه میگوید که بعداً میرسد الآن او را دیده یا ندیده است؟!
تلمیذ: غیر از آن قرائت قرآن است که به خود پیامبر هم نازل نشده است.
استاد: اجازه وِر مَنَه!1 به قول ترکها به حکم اللهم بیر بیر2 صبر کنید! او الآن ناقص است او الآن میخواهد به آن کمال برسد درحالیکه الآن آن شخص کامل حالا امام یا غیر ولیّ یا ولیّ گفتهاند که او مآلش این خواهد بود، اینکه گفتهاند: مآلش این خواهد بود یعنی آن مقام و مآل را ادراک کردهاند یا همینطور رَجماً بالغیب گفتهاند؟! ادراک کردهاند بنابراین بین او و این نفس ناقصۀ او تفاوت است. من این را میخواهم بگویم که ممکن است درعینحال [که] این نفس ناقص است ولی چون این مآلش او است او هم الآن وجود دارد و او باید خودش را به چه برساند؟
وجود در رتبۀ أعلیٰ است وجود اجمالی است. بله این وجودش چون خیلی أعلیٰ است خیلی بالا است و این بالمآل به او خواهد رسید یعنی چون این وجود دارد بنابراین او بالمآل خواهد رسید این یک وجود رابطی است که مثل کِش میماند؛ یک سرش بالا است و یک سرش پایین است، آنکه بالا است این پایین را آنقدر میآورد و میکشاند و به خودش میچسباند، یکی میشوند. درست شد؟! نهاینکه دو وجود جدا است [که مثلاً] خدا یک وجودی به نام زید کامل درست کرده است و در عالم جبروت او انداخته است و یک وجودی هم همین زید ناقص درست کرده است که اینجا خوابیده است و شیر میخورد، این دو وجود است و به او ربطی ندارد، نه اینطور نیست بلکه آن وجودِ کامل است که این را درست کرده است و او را به آنجا میبرد و هر دو یکی است و صحبت در این است، دوتا نیست، یکی است؛ یکی ناقص است و یکی کامل است.
- . ترکی: به من اجازه بده.
- . لغتنامه دهخدا: «اللهم بیربیر. ترکیبی است از اللهم عربی و بیربیر(یک یک) ترکی، در تداول فارسی زبانان هنگامی گفته شود که خواستار رعایت ترتیب باشند. نظیر: آسیا به نوبت.»

