جلسه ۱۹۹
توضیحات:
الفريدة الثالثة في أفعاله تعالى 81. غرر في أنحاء تقسيمات لفعل اللَه تعالى
جلسه ۱۹۹
19آنوقت امیرالمؤمنین علیهالسّلام که آن را میخواند هنوز کامل نبوده است چه کسی گفته کامل بوده است؟! امیرالمؤمنین کامل نبوده است، امیرالمؤمنین نفسش در آن موقع به او احاطه کرده است یعنی حلول کرده است...
تلمیذ: حقیقت خودش؟
استاد: حقیقت خودش آمده حلول کرده است و او را به زبان درآورده است و آن حقیقت وقتی که جدا شود [دیگر قرآن نمیخواند] لذا بعدش مثلاً در پنج سالگی از امیرالمؤمنین سؤال کنید که قرآن را بخوان شاید نتواند بخواند.
تلمیذ: حقیقت خودش آیا کامل است یا نیست؟
استاد: کامل است.
تلمیذ: فعلیت محضه است یا نیست؟
استاد: بله درست است.
تلمیذ: وقتی حقیقت خودش فعلیت محضه است چه نیازی به قوس صعود و نزول دارد؟!
استاد: قوس نزول دارد، میخواهد آن را به چیز برساند.
تلمیذ: کامل است دیگر، فعلیت محضه است.
استاد: نه آن مقام، مقام اجمال است.
تلمیذ: اگر اجمال است پس چرا قرآن تفصیلی میخواند؟!
استاد: عیب ندارد منافات ندارد؛ چه اشکالی دارد؟! خود او از آن اجمال حکایت میکند، قرآن هم خودش در نفسش هست، وقتی قرآن در نفسش هست آن افاضهای که به این میکند قرآنی که در نفسش هست افاضه میکند، قرآنی که برای پیغمبر دفعةً واحده نازل شد چگونه بود؟! همین الفاظ دفعةً واحده نازل شد.
تلمیذ: تفصیلاً؟!
استاد: تفصیلاً، درحالیکه هنوز دو سوم قرآن مانده است، هنوز اصلاً قرآن نیامده است، اینها منافاتی ندارد منبابمثال ـ نمیدانم برای شما پیدا شده است؟ إنشاءالله پیدا میشود ـ گاهی اوقات در مقام اجمال یکسری چیزهایی را یکدفعه به آدم نشان میدهند اما خود انسان میبیند واجد این مسائل نیست، برای اینکه بخواهد واجد شود نیاز به سیر دارد ولی به انسان میرسانند که تو به اینجاها [میرسی] و چنین خبرهایی هست و چنین جاهایی هست. آیا نفس در آن موقع واجد آنها بوده است یا یک اشارهای از آنها شده است و یک حرکتی بهوجود آمده است و یک لَمحهای از آنچه را که باید خودش به تفصیل و تربیت به او برسد به او ارائه شده است؟ این برای امیرالمؤمنین و پیامبر همینطور بوده است.

