جلسه ۱۹۹
توضیحات:
الفريدة الثالثة في أفعاله تعالى 81. غرر في أنحاء تقسيمات لفعل اللَه تعالى
جلسه ۱۹۹
20خود امیرالمؤمنین نوزاد، الآن این نفس، نفسِ کامل نیست. اگر واقعاً نفس کامل و فعلیت باشد پس چرا میگوید که «لَقَد کُنتُ اَتَّبعُه اتبّاع الفصیل أثر اُمّه»1 پس چرا میگفت که هر روز بابی را میگشود که از [هر] باب هزار باب علم باز میشد؟! کامل است دیگر، کامل که چیزی نمیخواهد! این معنایش این است که این نفس همان است ولی برای اینکه خودش را به مقام تفصیل برساند، باید این نفس در اینجا مجاهده کند، ریاضت کند، تحت تربیت واقع شود تااینکه استعداد پیدا کند برای اینکه خودش را برساند به آنچه را که بعداً بالمآل خواهد رسید و اگر تربیت نشود به آنجا نخواهد رسید، هیچوقت نخواهد رسید باید تربیت شود.
در اینجا ما میبینیم که افراد تفاوت پیدا میکنند یعنی در مقام تربیت چهبسا ممکن است شخصی مجذوب باشد و اصلاً نیاز به مربی خارجی هم نداشته باشد. افرادی هستند که خودبهخود راه میافتند، حرکت میکنند و دائماً از باطن مدد میشوند، اینکه از باطن مدد میشوند نهاینکه از باطن خودشان مدد میشوند...
تلمیذ: آنکه باطناً نیاز به استاد نداشته باشد یا یکسری مقامات دارند یا ابتدائیش مثلاً یا...؟
استاد: اینها افرادی هستند که [برایشان] استاد هست، ولی استاد آنها را از باطن راه میبرد. یکوقت استاد میآید با شما میگوید، میخندد و همینطور پیش شما مینشیند، یکوقت شما در خانه خودتان هستید او خودبهخود به شما مُلهَم میکند این کار را انجام بده، آن کار را انجام بده، درهرصورت دوباره استاد است که اینها را حرکت میدهد و میبرد، نهاینکه اینها خودبهخود از پیش خودشان راه بروند.
تلمیذ: هست که مَن لَم یکن امامٌ ـ تقریباً به این مضمون است ـ تقریباً اینکه او را ببیند، تعین داشته باشد، مشهود باشد...
استاد: بله.
تلمیذ: این کلیت دارد یا نه؟ اگر کلیت داشته باشد پس او باید یک امامی داشته باشد که مشهودش باشد و بهعنوان مربی و ... ولو در یکسری مقامات....
- . نهج البلاغه، خطبه 192.

