جلسه ۱۹۹
توضیحات:
الفريدة الثالثة في أفعاله تعالى 81. غرر في أنحاء تقسيمات لفعل اللَه تعالى
جلسه ۱۹۹
22استاد: بله.
تلمیذ: آنوقت منظور شما کمال مطلق است که نرسیدند؟
استاد: به مطلق آن موقع رسیدند؛ مطلقی که بتواند کثرت را اداره کند آن موقع به پیغمبری رسید بله، تا نبیند و نتواند کثرت را اداره کند که کمال مطلق ندارد البته
پیغمبر همۀ مراتب را حیازت کرد و بعد به کثرت رسید، انبیاء گذشته لازم نبود که به همۀ مراتب برسند؛ وسط راه سر خر را کج میکردند و در کثرت میآمدند. لازم نبود که به این کمال مطلق برسند.
تلمیذ: در مورد ائمه هم همینطور است؟
استاد: نه، ائمه هم مثل پیغمبر.
تلمیذ: حضرت عیسی در واقع در یک بُعد این مسئله است؟
استاد: بله بله.
تلمیذ: و در کثرت آمد؟
استاد: در کثرت آمد، بله.
تلمیذ: ﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡحُكۡمَ صَبِيّٗا﴾1 همینطور است؟
استاد: بله همه همینطور است، حکم مراتب دارد.
ما خیال میکنیم معانی دقیق و معانی عِلوی و آن عالم بالا یکی است و آن اطلاع است اما یک مسائلی هست که اینقدر عجیب و اینقدر دقیق است، فوقی بعد از فوقی هست همینطور که اصلاً حدی برای آن تصور نمیشود مثلاً همین را میکُشت یا نمیکُشت؟! حضرت موسی، در یک مرحله میبینیم درست است ولی ممکن بود اگر حضرت موسی واجد یک کمالات مافوقی بود و بیشتر به کثرت و به جهات کثرت حیازت داشت و معرفتش به مظاهر خدا بیشتر بود و نحوۀ ظهور و تجلی خدا را بهتر و دقیقتر ادراک میکرد، شاید این کار را نمیکرد.
ما فقط خیال میکنیم یک مرتبه است اما آنقدر مراحلی هست، آنقدر چیزهایی هست. یکوقت آقا همین اواخر ـ چند سال آخر عمرشان ـ میفرمودند که الآن ما را مؤاخذه میکنند و ما الآن داریم حساب پس میدهیم2 برای بعضی از ارتباطاتی که منبابمثال سیسال پیش داشتیم، با شخصی برخورد داشتیم ـ البته بعضیها را فرمودند اما همهاش را نگفتند ـ و برخورد درست و صحیحی بود ولی الآن ما را مؤاخذه میکنند که آن برخورد، برخورد یک کاملِ پختۀ چیزی نبود و الآن خلاصه باید ما آن برخورد سیسال پیش را درست کنیم تا بتوانیم بگذریم. حالا چه تغییرات و چه تحولات و چه مسائلی پیدا بشود تا از آنطرف شخصی که مرده است را بردارند و چه تغییراتی در برزخش بدهند و چهکار کنند تا عِتاب و حساب....
- . سوره مریم (19) آیه 12. بلوغ دختران، ص 15:
«در صباوت به او حكم و توان تميز حق از باطل را عنايت كرديم.» - . آیین رستگاری، ص 172.
- . سوره مریم (19) آیه 12. بلوغ دختران، ص 15:

