جلسه ۱۹۹
توضیحات:
الفريدة الثالثة في أفعاله تعالى 81. غرر في أنحاء تقسيمات لفعل اللَه تعالى
جلسه ۱۹۹
6بِتَمٍّ ـ مُتَعَلِقٌ بِيَفي ـ وَ هُوَ ما لَيسَ لَهُ حالةٌ مُنتَظِرةٌ كَالعقولِ أو ناقِصٍ وَ هُوَ بِخلافِ التّام و الناقِص إمّا مُكتَفِ إن اكتَفى بِذاتِه....1
تقسیم دومی که مرحوم حاجی در اینجا میکنند این است که «افعال الله یا تامّ هستند یا ناقص، تامّ چیست؟ حالت منتظرۀ استعدادیه ندارد تااینکه واجد او شود مثل عقول میمانند. یا به خلاف تامّ، ناقص است، ناقص یا مکتفی به ذات است یا مکتفی به ذات نیست» یعنی خودِ ذاتش او را به کمال میرساند. آنطور که ایشان نقل میفرمایند مانند نفوس فلکیه هستند، مانند نفوس انبیاء هستند که اینها از خودشان یعنی خود آن ذات خودش را به مرحلۀ کمال میرساند. البته در اینها مناقشه هم هست ولی چون خیلی مسئله مهم نیست راجع به آن صحبت هم نیست، چطور ممکن است نفس نبی خودش به مقام کمال برسد؟! هدایت یکوقت هدایت خارجیه است یک وقت هدایت باطنیه است، در هر دو صورت ما مکتفی به ذات نداریم که بخواهد خود آن ذات او را به کمال برساند. و غیر مکتفی آن است که یک هدایت خارجیه میخواهد او را به کمال برساند، هدایت فرق نمیکند یا بهواسطۀ هادی است که میآید و دستگیری میکند و یا آن هدایت در نُبُّوات و در مَنامات یا مکاشفات و امثالذلک انسان را راهبری میکند.
تلمیذ: اگر خارج از خودش نباشد قطعاً در ذاتش میشود.
استاد: نه، در ذاتش از کجا؟
تلمیذ: در خارج از ذات او چیزی نداریم، وقتی پیامبر اکرم و نور ذاتش فوق تمام چیزها است پس معلوم است که از باب «لَمْ يَسَعْنِي سَمَائِي وَ لاَ أَرْضِي وَ وَسِعَنِي قَلْبُ عَبْدِي اَلْمُؤْمِنِ»2....
استاد: آیا پیغمبر اکرم در نهایت امر اینطور بود یا از ابتدا؟! آیا در ابتداء اینطور بود که امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرمایند:
و لَقد قَرَنَ اللّهُ بِهِ صَلى الله عليه و آله و سلّم مِن لدُن أنْ كَان فَطِيماً أعظَمَ مَلَكٍ مِن ملائِكتِهِ يَسلُكُ بِهِ طَرِيق المَكارِمِ و مَحاسِنَ أخلاقِ العَالَمِ لَيلَهُ و نَهارَهُ.3
- . منظومه، ج 3، ص 661.
- . بحار الأنوار، ج 55، تتمة أبواب كليات أحوال العالم و ما يتعلق بالسماويات، باب 4، ص ۳۹. ترجمه:
«در حديث قدسى است: فرا نگيرد مرا آسمانم و نه زمينم، و فراگيردم دل بندۀ مؤمنم.» - . نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲. امام شناسى، ج 1، ص 72:
«و از روزى كه آن حضرت را از شير بازگرفتند، خداوند بزرگترين مَلَكى از فرشتگان خود را با او ملازم نمود، كه طريق اخلاق پسنديده و صفات عاليّۀ انسانى و امور محسنۀ خلقهاى عالم را در شب و روز به او بيآموزد.»

