جلسه ۱۹۹
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الفَريدةُ الثالِثَةُ في أفعالِهِ تَعالى.
غُرَرٌ في أنحاءِ تقسيمات لِفِعلِ الله تَعالى:
الفِعلُ إن يَسبِق هيولى مُبتَدَع *** وَ مَعَ لُحُوقِ كائنٌ وَ مُختَرَع لِلمُدةِ الكائن أيضاً قَد لَحَق *** بِذاكَ عَن مُختَرَعَ قَدِ افتَرَق بِتَمٍ أو ناقِصٍ إما مُكتَفي *** أو غَيره الفعل كَذا أيضاً يَفي وَ أيضاً الفِعلُ مُحَرِكٌ فَقَط *** أو مُتِحَرِكٌ فَقَط أو مَا اختَلَط كَذاكَ مِن لا شيء أو مِن شيء أو *** لا هُو مِن شيء و إياها عَنوا1 بحث راجع به کیفیت تحقق افعال است و تقسیماتی که افعال الله تعالی به معنای نفس آن فعل خارجی [دارد] نه جهت انتسابش به فاعل؛ یعنی فعل در اینجا به معنی مفعول و آن شیء خارجی و آن تقسیماتی که دارد. ایشان یک تقسیمی میکنند و اصلاً مطلبی ندارد. یکی اینکه قبل از فعل مادهای هست مانند همین عنصریاتی که شما ملاحظه میکنید یعنی قبل از این مادهای هست و یک مدتی هست یعنی مسبوق به زمان است، قبل از او زمانی بوده است و قبل از او مادهای بوده است.
تعریف کائنات و کائن
لذا به این کائنات میگویند و کائن عبارت از همان چیزی است که در آن کُون و فساد تحقق پیدا میکند. یک چیزی هست یک فعلی که قبل از او مادهای بوده است اما زمان نبوده است لذا این هیولای این مواد است که عناصر اربعه هستند. بعضی از افعال، مخلوقات و امثالذلک هستند که مسبوق به ماده نیستند مانند مجردات چون اینها قبل از ماده خلق میشوند و اصلاً به ماده کاری ندارند و به اینها مبتدعات میگویند مانند عقول و نفوس البته نفوس از جنبۀ تجردش، نه از جنبۀ تعلقش به بدن که آن متأخّر از ماده است یا بگوییم که ملازم است درصورتیکه ما این ماده را یک وجود سیال توأم با نفس نامیه بدانیم، این یک نحو تقسیماتی است که میکنند.
بعضی از تقسیمها به این نحو است که آیا این از شیء به وجود آمده است یعنی از ـ قبل از او ـ یک ماهیتی که دارای صورت است بهوجود آمده است یااینکه از لا شیء بهوجود آمده است؟! یعنی قبل از او چیزی نبوده [است] مانند عقول که قبل از او شیئی که به معنای ماهیتی که قابل اشارۀ حسیه باشد یعنی وجود متعیّنه باشد نبوده است و خودش مفیض وجود، به همۀ صور جزئیه است و بعضی از مخلوقات هستند که اینها مسبوق به علت هستند و علت آنها خودش دارای وجود متعیّن بود مانند این نفوس مجرده یا صور مثالیه که اینها مسبوق به علت هستند و علت آنها خودش یک وجود متعیّن در سلسلۀ طولیه داشته است.
- . منظومه، ج 3، ص 659.

