جلسه ۲۰۰
توضیحات:
82. غرر في أن ما صدر عنه تعالى أنما صدر بالترتيب
جلسه ۲۰۰
10عدم افتراق بین ماده و مجرد
حالا تفصیلش برای بعد میماند اما بالاجمال این است که عرض شد؛ اصلاً بین ماده و تجرد افتراق ذاتی نیست تااینکه ما در اینجا بخواهیم گیر کنیم و بگوییم که در قضیۀ ربط حادث به قدیم اینها تفاوت ذاتی بین دو وجود دارند پس چگونه بخواهیم این حلقه را به این دو وصل کنیم، اصلاً مسئلهای نیست، صحبت در این است که یک حقیقت واحد است. آنوقت دیگر در اینجا آن مسائل بعدی که بر این مترتّب میشود قضیهای که حالا بعد ممکن است از این استفاده شود گرچه در اینجا جایِ حرف است و بعد مسئلۀ جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء بودن نفس که چطور نفس جسمانیةالحدوث است و صدرالمتألّهین استفاده کرده است بااینکه ایشان وسائل و ادوات و اینها نداشته است اما گفته است که این نفس ناطقۀ انسان از همین جسم بهوجود میآید و وقتی که آمادگی و استعدادِ برای اشراف پروردگار را پیدا کند و نزول همان ﴿فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾1 را پیدا کرد آنجا دیگر روحانیةالبقاء میشود یعنی جنبۀ تجرد انسانی به خودش میگیرد.2 تمام اینها فقط و فقط با این دلیل و برهان توجیه میشود گرچه میگویم در آنجا هم حرف داریم؛ در جسمانیةالحدوث نفس حرف داریم و کیفیتی که ملاصدرا گفته است برای ما جای تأمّل است. إنشاءالله در آنجا اگر در بحث نفس رسیدیم عرض میکنیم ولی درهرصورت اگر کلام صدرالمتألّهین بخواهد توجیهی داشته باشد فقط از همین نقطه است که این ماده با ماده بودن خودش جنبۀ تجرد خودش را هیچوقت ازدست نمیدهد بلکه آن جنبۀ تجرد است که شروع میکند به کار کردن و کار کردن و کار کردن تااینکه بهواسطۀ ارتقائی که پیدا میکند و تلطیفی که پیدا میکند برای مقام ﴿وَ نَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾ مستعد میشود و تبدیل به نفس ناطقه میشود.
تلمیذ: ما در حقیقت در عالم ترکیبی نداریم چون فرمودید که خود وجود آن بساطتش را ازدست نمیدهد.
- . سوره حجر (15) آيه 29. افق وحى، ص 157:
«زمانى كه از جهت خلقت مادى و معنوى او را استوار نمودم و به مرتبه استواء تام رسانيدم و از روح و ذات خود در آن دميدم، [آنگاه در برابر او سجده آريد].» - . الحکمة المتعالية، ج 8، ص 347.
- . سوره حجر (15) آيه 29. افق وحى، ص 157:

