جلسه ۲۰۰
توضیحات:
82. غرر في أن ما صدر عنه تعالى أنما صدر بالترتيب
جلسه ۲۰۰
8تلمیذ: ... ماده که فرموده بودید که در حقیقت مجرد است و حقیقت خودش را از دست نداده است، بساطت و بحت بودن خودش را از دست نداده است خود حضرت حق دارد در خود وجود مادی تجلی میکند، دیگر فاصلهای ایجاد نشده است این همان است و این هوهویتش که از بین نرفته است.
استاد: ببینید این ماده الآن صورت به خود گرفته است یا نگرفته است؟! حق که صورت ندارد، اگر این صورت را شما درنظر بگیرید، خود این صورت همینکه الآن این وجود آمد مقیّد شده است یعنی یک فاصلهای را طی کرده است تا به اینجا رسیده است، اینکه فاصلهای را طی کرده است نهاینکه از مرکز خودش جدا افتاده است بلکه خودش هست که به این صورت درآمده است ولی این خودش که به این صورت درآمده است آن صورتی که لامحدود بود یعنی حقیقتی که لامحدود بود؛ حقیقتی که رنگ نداشت، بو نداشت، هیچچیزی نداشت، فقط نور و بهاء بود الآن به یک شکلی درآمده است به یک طور درآمده است که این الآن رنگ دارد، بو دارد، شکل دارد، ترشی دارد، شیرینی دارد، تلخی دارد اما آن نور و آن تجرد محضه آیا تلخی دارد؟! یعنی الآن در آن تجرد محض تلخی احساس میکند؟! ترشی احساس میکند؟ یعنی وقتی آن تجرد محضه و صقعش برسد تلخی و امثالذلک در آنجا وجود ندارد، اینکه «وجود ندارد» یعنی میتواند وجود پیدا کند ولی ندارد، یعنی آن حقیقت مجرده قدرت و استعداد دارد به این شکل دربیاید.
منبابمثال الآن آن قوهای که در دست من است آیا شکل و وزن دارد؟! آن قوهای که میتواند این کتاب را از زمین بردارد، این کتاب که از زمین برداشته شده است نیرو آن را برده یا نبرده است؟! یا خودش بلند شده است؟! پس چه نیرویی بود؟! این دست من بوده است، آن نیرویی که در دست من است آن نیرویی است که میتواند بهصورت ارتفاع دربیاید یا بهصورت حرکت عرضیه و طولیه دربیاید یا بهصورت اجتماع دربیاید یا بهصورت انتشار دربیاید ولی شما آن نیرو را نمیبینید بلکه چیزی را که میبینید واسطه و آلت برای ابراز آن نیرو را مشاهده میکنید، درست شد؟!

