جلسه ۲۰۰
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
این بحث و بحث بعدی و همینطور بحث ثالث که بحث کیفیت حصول کثرت در عالم است مقدمۀ بحث ربط حادث به قدیم هستند. یکی از مسائل مشکلۀ فلسفی که میشود گفت: حلّ آن حتی برای اکابر از فلاسفۀ ما مشکل افتاده است این بحث ربط حادث به قدیم است و صحبت در این است که خداوند متعال و مبدأالمبادی هم قِدَم ذاتی دارد و هم قدم زمانی؛ یعنی مافوق زمان است و وجود او محیط بر زمان است، نه مُحاط بر زمان. و باقی ممکنات از آن مبدأ مفیض بهنحو امکان ماهوی مفاض هستند بنابراین نمیشود که خود باقی اشیاء ـ چه اشیاء مجرده و چه مادی ـ در قبال قدم ذاتی پروردگار، قدم ذاتی داشته باشند، اینها باید امکان ذاتی یا حدوث ذاتی داشته باشند.
اما در مورد پروردگار متعال این قدم ذاتی لازمۀ ذات او است والاّ او هم محتاج و نیازمند به غیر خواهد بود اما صحبت در این است وجودی که این وجود قدم ذاتی دارد و محیط بر زمان است چگونه از او اشیائی افاضه میشوند که حدوث زمانی دارند؟! یعنی این کیفیت ارتباط بین سلسلۀ علل که در یک طرف قِدَم زمانی و در یک طرف حدوث زمانی هست، چگونه است و ما چگونه این حلقۀ رابطۀ بین این دو ماهیت مختلفه را پیدا کنیم؟ اینجا است که مسئله خیلی مشکل شده است و برای حلّش افراد مختلف مسائل مختلفی فرمودند که خود بحثِ در زمان هم یک مقولۀ مهمی است؛ آیا زمان یک مسئلۀ اعتباری است یا یک مسئلۀ حقیقی است و درهرصورت از چه منشأ میگیرد؟
حالا قبل از اینکه ما به آن مرتبۀ ربط حادث با قدیم برسیم، مسئلهای را در اینجا مطرح میکنیم تا بعد در آنجا از این قضیه استفاده کنیم و آن مسئله این است که شکی نیست در اینکه وجود پروردگار وجود بسیط و لایتناهی است و وجود سایر اشیاء مطلقاً متناها و مُحَدد و متعیّن است البته حالا از آن وجود بالا تا پایین وجود که أظلم العوالم و أدنیٰ العوالم باشد، تمام اینها دارای این خصوصیت هستند الاّ اینکه در نحوۀ سعه و ضیق تفاوت پیدا میکند. این وجود پروردگار که وجود مجرد است؛ مجرد از علائق ماده و مجردِ از حد و مجرد از عوارضی که آنها عارض میشوند و طاری میشوند بر ماهیت بما هیهی، چه ماهیات مجرده و چه ماهیات غیر مجرده. وجود پروردگار، از تمام این عوارض مطلق است.

