جلسه ۲۰۱
توضیحات:
82. غرر في أن ما صدر عنه تعالى أنما صدر بالترتيب
جلسه ۲۰۱
14تلمیذ: مطالبی که در جلسۀ قبل فرمودید نسبت بهاینکه رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم هم در آن عوالم در مظاهر حق سیر میکند که بینهایت است، اینجا سؤال میشود آیا ... هم غیر از حقیقت رسول خدا است؟ رسول خدا جامعیت تمام مظاهر حق است، آن مظاهری هم به غیر از مقام از خدا میماند که مثلاً حضرت میخواهد آنها را هم سیر کند و همه را ملاحظه کند؟
استاد: مظهریت خدا لایتناهیٰ است.
تلمیذ: مگر همین لایتناهیٰ در همین وجود مقدس انشاء نشده است؟!
استاد: نه، ببینید اینکه ما از وجود تصور داریم تصوری است ... همانطوریکه مرحوم حاجی میفرماید:
مفهومُهُ من أعرف الأشیاء *** و کُنهُهُ فی غایة الخفاء1 معنایش همین است. وجود عبارت از حقیقت ذات پروردگار است که انتهائی برای آثار او وجود ندارد. یکوقت شما مظهریت رسول اکرم را برای ذات پروردگار به این منوال میدانید که این مظهریت [این است که] خدا یک چیزی اینجا درست کرده است و گفته است که تو میتوانی ... خدا یک مظهریتی درست کرده است...، فرض کنید که ما خدا را از اینجا تا اینجا تصور کنیم، رسول خدا از اینجا درست شده است ولی این خطهایش به تمام وجودات خدا خورده است، فرض کنید که این قسمت علم است این قسمت حیات است این قسمت قدرت است این قسمت جمال است این قسمت اراده است این قسمت رزق است این قسمت خلق است این قسمت خصوصیات دیگر است، رحمت و امثالذلک، آنوقت پیغمبر اکرم برای اینها مظَهر شده است، اینکه برای اینها مظهر شده است یعنی پیغمبر برای تمام این علم مظهر شده است، برای تمام این قدرت مظهر شده است، برای تمام این جمال مظهر شده است، برای تمام این جلال مظهر شده است، این [قضیه] اینطور نیست. مظهریت تامّ معنایش این است که خداوند متعال به چه اثری میتواند خودش را در خارج نشان دهد؟! به چه ظهوری میتواند خودش را در خارج نشان دهد؟! فرض کنید رنگ بدن من سفید است، وقتی که با شما برخورد میکنم شما میبینید که این رنگ من سفید است اما اگر منبابمثال یکدفعه در یک مسئلهای قرار بگیرم و بترسم، یکدفعه شما برخورد میکنید میبینید که از رنگی که خیلی هم سفید نبود تبدیل به گچ شده است یا یکدفعه در یک مسئله خجالت میکشم میبینید که همین رنگ من تبدیل به قرمز شده است، یکدفعه در یک مطلبی قرار میگیرم رنگم تبدیل به کبود میشود فرض کنید که کمخونی به بدن برسد رنگ پوست و بشره کبود میشود. این رنگها عبارت از ظهورات مختلفی است که یک ذات میتواند با آن ظهورات در شرایط مختلف خودش را نشان دهد ولی این رنگها محدود است، آیا من میتوانم بینهایت رنگ عوض کنم؟! نه یا سفید است یا قرمز یا کبود و بنفش و فلان. اما رنگ بدنم مثلاً آبی شود آبی که نمیشود یا رنگ بدنم یکدفعه هفت رنگ شود مثل رنگینکمان؛ قرمز، آبی، سبز و امثالذلک، نمیشود مگر اینکه دور سر را نقاشی کنیم. اگر بخواهد ظهور پیدا کند رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم استعداد و مایۀ ظهور آن مظهر را در خود دارد، این نیست که نداشته باشد. یک تکۀ چوب قابلیت برای تبدیل به آهن شدن در شرایط فعلی را ندارد صد سال هم بگذرد ندارد، چوب، چوب است یعنی مظهریت برای حدید شدن در چوب معدوم است، همینطور در آهن مظهریت برای چوب شدن معدوم است، اگر بخواهد چوب شود باید یک میلیون سال از این آهن بگذرد پودر شود خاک شود فلان بشود، حالا اگر نگوییم که یک میلیون سال بالأخره صد سال طول میکشد تا تبدیل به خاک شود همینطور تااینکه منبابمثال تبدیل به چوب شود. اما در شرایط فعلی در همین شرایط در زماننا هذا یکدفعه یک شیء مظهریت برای حقایق مختلف را داشته باشد، این امکان دارد؟! امکان ندارد اما در پیغمبر امکان دارد؛ در رسول خدا مظهریت برای تمام صفات پروردگار در همۀ اینها وجود داشته است. حالا سراغ صفات خود پروردگار میرویم، آیا خود علم پروردگار محدود است یا نامحدود است؟! نامحدود است پس پیغمبر در علم پروردگار إلی ما لا نهایه سیر میکند.
- . منظومه، ج 2، ص 59.

