جلسه ۲۰۱
3أيِ الأشرفُ فَالأشرفُ إلَى الأخَس الَذي يَنتَهي بِهِ السِلسِلةُ النُزوليةُ إذِ العِنايةُ قَد عَلِمتَ مَعناها اقتَضَتْ وُجوداً أي وجودَ الأفعالِ فَفاضَ مِنها بِالنِّظامِ وَ التَّرتيبِ جوداً أي إفادَةً بِلا عَوَضٍ وَ لا غَرَضٍ قاهِرٌ أعلىٰ أيِ العُقول الطولية بِالتَرتيب ثُمَّ فاضَ مُثُل ذي شارِقَة نُورية أيِ الطَبَقَةُ العَرَضية مِنَ العُقول أعني القَواهِرَ الأدنين بِلِسانِ الإشراق كَما سَيَجيء فَنَفسُ كل.1
«اشرف فالأشرف شروع میشود تا به اخسّ برسد که [سلسلۀ نزولیه به آن منتهی میشود]» به تناسب مقام سنخیت علت و معلول اقتضا میکند که سلسلۀ نظام از اشرف فالأشرف شروع شود تا به اخسّ برسد.
وجود افعال مقتضای علم عنایی حق
همانطوریکه قبلاً عرض شد «علم عنایی که اقتضای وجود افعال میکند پس به مقتضای علم عنایی حق، نظام احسن ترتیب و تنزل پیدا میکند بر وفق آن نظام اتمّ اجمالی که در صقع ذات مُنحفظ است». «افادهای که عوض و غرضی ندارد» چون جود را به این نحو معنا میکنند که إعطاءُ مُعطیٍ معطیٰ له بِلا غَرَضٍ و لا عوضٍ. «این مرتبۀ قاهر و عقول قاهره در سلسلۀ عقول طولیه، افاضه پیدا میکند» بعد مُثل است که دارای نور هستند و در مرتبۀ مادن از عقول قاهره قرار دارند که به اوّلی «أعلین» گفته میشود و به دومیها که همان مُثل باشند «أدنین» گفته میشود یعنی نفوس عرضیه و عقول قاهرۀ طولیه.
«قواهر أدنین هستند که مراتب نفوس هستند؛ نفوس در عالم ملکوت و آن عقول طولیّۀ قواهر أعلین، عقول طولیه در سلسلۀ نزول که آنها در مرتبۀ مافوق قرار دارند.»
تلمیذ: «أعلین» جمع است؟
استاد: جمع است، أعلون بود آنوقت بهواسطۀ حالت کسرش «واو» تبدیل به «یاء» میشود مثل در آیۀ قرآن هم داریم ﴿ٱلۡمُصۡطَفَيۡنَ ٱلۡأَخۡيَارِ﴾2.
أي ثُمَّ فاضَ نَفسُ الكُل و المُراد بِها هاهُنا جُملَةُ النُفوسِ المُحركَةِ لِلسماوات لا نَفس الأطلسِ فَقَط كَما مَر.3
«بعد نفس کل افاضه میشود (نفس کل در اینجا چیست؟!) یعنی نفوسی که این نفوس محرکۀ سماوات و ارضین هستند، نهاینکه نفس همین اطلس بلکه نفس همۀ سماوات.
- . منظومه، ج 3، ص 665.
- . سوره ص (38) آیه 47.
- . منظومه، ج 3، ص 665.

