جلسه ۲۰۳
توضیحات:
84. غرر في كيفية حصول الكثرة في العالم
جلسه ۲۰۳
10همانطور که گفتیم: فیض از عقل در عناصر پیدا میشود و این دهمی بالفقر است؛ بهواسطۀ فقر، این دهمی اعطاء هیولای عالم عنصر را میکند و بهواسطۀ وجوب، نفوسِ در این عالم را اعطاء میکند؛ معطی به نفوسی که در این عالم هست میباشد و اعطاء صور میکند (پس هم اعطای هیولا میکند، هم نفوس، و هم صور) پس برای هیولای عالم عنصر کثرت استعدادی غیر متناهیه است که صور غیرمتناهی را به حرکاتی قبول میکند.
چون هیولا به حرکاتی استعداد غیرمتناهی برای قبول صور غیر متناهی دارد.
كَذلِك الأفلاك السبعةُ الشِّداد فَتَلحَقُ لِقابِلِ غيرِ مُتِناهِي الانفعال و تنظم إلى فاعلٍ غير مُتِناهِي التأثير فَيَستَمِرُّ نزولُ البَرَكات و قَد أشَرنا بِهِ إلى كيفيةِ صدورِ هذِهِ الكَثَرات عَنِ العَقلِ العاشِر معَ محدوديَّةِ جهاتِهِ.1
«افعال هفتگانۀ شداد هم همینطور هستند. این حرکات ملحق میشوند برای قابلی که افلاک سبعۀ شداد هستند» که از نقطهنظر تأثُر و از نقطهنظر انفعال انتهاء ندارند. «نظم میگیرد به فاعلی که تأثیرش غیرمتناهی است» یعنی فیض، غیرمتناهی است. «نزول برکات است در اینجا مستمر است. [ما به کیفیت صدور این کثرات از عقل عاشر] با محدودیت جهاتش اشاره کردیم»؛ گفتیم: بااینکه جهات محدود است چطور کثرات عرْضیه در اینجا دائماً إلی غیر متناهی وجود دارند.
تلمیذ: خلاصه این کثرت را در عقل اوّل میگویند که به نحوۀ ... تعقل خود عقل اوّل برمیگردد؟
استاد: بله.
تلمیذ: این از قِبَل بوده است منتها متناسب با آن که عرفا آنطور تصور میکنند که حضرت حق گاهی خودش را نگاه میکند و گاهی غیری را فرض میکند، کثرت از اینجا صادر میشود؟!
استاد: درهرصورت برگشت اینها به خود حضرت حق است. این مشائین هم که میخواهند بگویند که نزول کثرت، میخواهند بگویند که بالأخره این جهت کثرتی که پیدا شده است، یک جهت ضعف دارد، یک جهت قوه دارد، همینکه نور وجود پروردگار تنزل پیدا میکند این تعیّنی که به خود میگیرد جهت ضعفی است که الآن بهواسطۀ تنزل پیدا شده است، این جهت کثرت یک جهت ضعف دارد، یک جهت قوت دارد، همینکه نور وجود پروردگار تنزل پیدا میکند این تعیّنی که به خود میگیرد، جهت ضعفی است که بهواسطۀ تنزل پیدا شده است. همین موجب تکثر است، یعنی دو وجه در این تنزل وجود دارد، یکی اصلالوجود است که آنکه تفاوت پیدا نکرده، که آن حقیقت ثابت است، یکی هم تعینی است که به خود میگیرد.
- . منظومه، ج 3، ص 674.

