جلسه ۲۰۴
توضیحات:
کل درس سؤال و جواب
جلسه ۲۰۴
10حالا این نفس ولیّ که میخواهد آن بهاء و جمال را به این صورت مادی دربیاورد ـ این نکتۀ خیلی دقیقی است ـ افراد در اینجا متفاوت هستند؛ بعضیها از همان کمال و بهاء و جمال، آن را نازل میدهند و به این صورت درمیآورند اما بعضیها به آنجا دسترسی ندارند و به این وسطها رسیدهاند و تا این وسطها آمدهاند لذا از همان وسط میگیرند و پایین میآورند یعنی فرض کنید از جبروت میگیرد و جبروت را تبدیل به ملکوت میکند و آن را صورت برزخی میدهد و به این تبدلش میکند. لازم نیست که این حقیقتی که در خارج پیدا شده است ریشه و منشئش مستقیماً به آن باشد. آن نور وجود منبسط و آن وجود بسیط در این مراتبی که به خود گرفته است هر مرتبه را برای خودش پر کرده است، حالا بسته به این است که شما به کدامیک از اینها برسید! اگر آمدید و به جبروت رسیدید که قطعاً میتوانید، اگر فرض کنید به لاهوت رسیدید که فَبَها، اگر به بالاتر رسیدید که مقام فناء است که به آن وجود لا عینٌ و لا صورةٌ و لا إسمٌ و لا رسمٌ رسیدهاید اما اگر به آنجا نرسیدهاید، آن نفس مریدی که الآن به جبروت رسیده یا فرض کنید به ملکوت علیا رسیده، نه ملکوت سفلی در ملکوت علیا، عالم مثال و عالم برزخ است، در آنجا همۀ صور هستند، آنها را نمیتوانیم کاری بکنیم.
تلمیذ: خب صورت را میگیرد ماده میدهد دیگر!
استاد: این خودش میخواهد صورت بسازد.
تلمیذ: آن صورتی که آنجا هست با این صورتی که اینجا هست چه فرقی میکند؟! صورت، صورت است؟
استاد: نه فرق ندارد، ببیند این میخواهد خودش صورت ملکوتی هم درست کند.
تلمیذ: آن چیزی که ذهن هست با آن چیزی که در خارج که صورتاً فرق میکند؟!
استاد: صورتاً فرق میکند درست است. حالا این نفس ولیّ میخواهد برای این شیر خارجی اوّل یک صورت ذهنی درست کند، بسازد، بعد به وزان آن صورت ذهنی صورت خارجی هم خودبهخود تحقق پیدا کند. درست شد؟! پس باید یک ملکوت درست کند و بهتوسط درست کردن ملکوت، مُلک هم در خارج درست شود. لذا ما در خلق این صور و در معجزه نیاز به فناء نداریم، فرض کنید نیاز به اینکه این شخص ولیّ حتماً به مقام لاهوت و یا فناء و امثالذلک رسیده باشد، نداریم بلکه همان ارادهای که او مرید است آن ارادهای است که از آن بالا تعلق گرفته است منتها این خودش از آن خبر ندارد. خیال میکند الآن میتواند کار انجام بدهد درحالیکه جبروت دارد در این کار میکند، لاهوت دارد در این کار میکند، یعنی علمِ به علم در اینجا ندارد چون بالا نرفته است ولی ارادۀ او آنقدر قوی است که بتواند مثال درست کند و درست میکند و بر طبق او عین خارجی هم درست میکند.

