جلسه ۲۰۴
توضیحات:
کل درس سؤال و جواب
جلسه ۲۰۴
12استاد: نه ببینید در اینکه یک حقیقتی است که مدیر و مدبّر و خالق است، در این حرفی نداشته است و میدانسته که خدا که در اینجا این کار را انجام میدهد دارد یک کاری میکند، در این بحثی نبود منتها به کیفیتش کار داشته است و میخواسته به این کیفیت برسد یعنی در وجود و در نفس خودش ... خلاصه بفهمد خدا در اینجا چهکار میکند و چه فُوتِی دارد به کار میبرد!
تلمیذ: ﴿لِّيَطۡمَئِنَّ قَلۡبِي﴾ یک چیز جدیدی است؟
استاد: نه دیگر.
تلمیذ: یک چیز جدیدی دارد و ﴿لِّيَطۡمَئِنَّ قَلۡبِي﴾ یک چیزی هست ولی مشکوک است، مردد است ... او در صقع طرف استقرار پیدا کند.
استاد: نه ببینید در جنبۀ خلق و امثالذلک حضرت ابراهیم در اینجا میدانسته که اگر خداوند متعال ارادهاش تعلق بگیرد مردگان را خلق میکند و اینها در این دانستن حرفی ندارد منتها ﴿لِّيَطۡمَئِنَّ قَلۡبِي﴾ بهخاطر این است که نفس من هم نسبت به این قضیه به مرحلۀ آرامش برسد. چه موقع به مرحلۀ آرامش میرسد؟! وقتی که وجدانی شما بشود، آن موقع شما آرام میشوید.﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾1 ﴿يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ﴾2 مطمئنه به کسی نمیگویند که به او وعده داده شده است بلکه خودش را در نعمت خدا میبیند لذا برایش اطمینان پیدا میشود، خودش را الآن در بهشت میبیند لذا اطمینان پیدا میشود اما اگر بگویند: آقا ما شما را در بهشت میبریم، همانطور دو دِل هستیم که نکند بدائی پیدا بشود، نکند خدا یادش برود، نکند سرش شلوغ باشد، فلان باشد همینطوری، مذبذب هستیم، ولی وقتی که آمدند به شما نشان دادند و گفتند: این جایگاه شما در بهشت است، وقتی که به شما نشان دادند و شما این را به عیان دیدید یااینکه از این بالاتر خودتان را در آنجا احساس کردید؟! آیا در اینجا شک و تردیدی هست؟!
اطمینان عبارت است از احساس وجدانی یک قضیه
این میشود اطمینان، پس اطمینان عبارت از احساس وجدانی یک قضیه است. برای حضرت ابراهیم از نظر اینکه خلقتی برای او وجود دارد، خلقتی برای اموات وجود دارد، احیاء برای اموات است از نقطهنظر ارادۀ پروردگار، حرفی نبوده است ولی میخواسته این حالت را در خودش؛ در نفس خودش بیابد، یعنی به مقام اطمینان برسد لذا خدا او را در آن واقعه قرار داد و گفت: ببین، کاری که من میکنم تو هم الآن داری انجام میدهی، اراده کن، این خودش دیگر در اینجا اراده کرد و خلق کرد و فهمید که خلقت اموات چیزی نیست و مسئله و مطلبی نیست.
- . سوره رعد (13) آیه 28.
- . سوره فجر (89) آیه 27.

