جلسه ۲۰۴
توضیحات:
کل درس سؤال و جواب
جلسه ۲۰۴
5حضرت در اینجا چه عملی انجام داده است؟! چه کرده است؟! برگشت تمام این مسائل به این است که ما وجود را آنطوریکه باید و شاید نشناختهایم یعنی آیا واقعاً حضرت یک مشت خاک از جایی برداشته و به آن فوت کرده و تبدیل به شیر کرده است؟! حالا در مورد حضرت عیسی ـ گرچه حضرت عیسی هم میتواند این کار را انجام دهد ـ برای اینکه نگویند چشمبندی و فلان است حضرت میآمد یک کارهایی انجام میداد؛ ﴿وَإِذۡ تَخۡلُقُ مِنَ ٱلطِّينِ كَهَيَۡٔةِ ٱلطَّيۡرِ بِإِذۡنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِي﴾1 طین برمیداری و این طینی که برمیداری خب طین است، جلوی چشمان هم هست، میبینیم دیگر که این طین است، خاک را مقداری برمیدارد ﴿كَهَيَۡٔةِ ٱلطَّيۡرِ﴾ برایش درست میکنیم و چه میکنیم، میشود طیر مثل اینکه فرض کنید ﴿فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِي﴾ به او نفخ میکنی فوت کنی، ارادهات به او تعلق میگیرد، این دَمِ نفسانی است، این تبدیل به طیر میشود....
یک وقتی صحبت حضرت ابراهیم بود آقا فرمودند: حضرت ابراهیم از آن درویشهای حسابی بود. خلاصه از این دَم درویشی به این خاک میزنی و این همان معنای ﴿فَتَنفُخُ﴾ است. وقتی که زدی ﴿فَتَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِي﴾ حالا طیر شد، حالا که طیر شد یعنی این دارای نفس است، دارای روح است، دارای حرکت و تمام سلسلۀ وجودی است که مثل خودش در یک طیر دیگر وجود دارد. اگر سؤال کنید که آیا حضرت عیسی میتوانست یک بچه درست کند؟! بله، بچه هم درست میکرد، فرقی نمیکند! منتها در آنجا از باب اینکه خب دیگر چیزهای دیگر و نَسَب و فلان و از این حرفها، نظیرش ناقۀ صالح است؛ ناقۀ صالح همینطور بوده است. ما برای این، نظایر بسیار زیادی داریم که با نفس ارادۀ ولیّ آن امر در خارج تحقق پیدا میکند، درست شد؟! ما کلام را در اینجا فرض میکنیم ـ همۀ اینها را برای تقریب مطلب عرض میکنم ـ اگر فرض کنیم اصلاً آسمان و زمینی وجود نداشت و اصلاً بههیچوجه عنصری وجود نداشت، آیا وقتی که تعلق و ارادۀ امام علیهالسلام به خلق یک اسد بود، آیا میتوانست این اسد را درست کند یا نمیتوانست؟! اصلاً نه زمینی داریم، نه آسمانی داریم، نه هیچ چیز، فقط یک تخته اینجا گذاشتهاند و امام میخواهد یک شیر درست کند و روی آن تخته بگذارد و شما تماشا کنید، میتواند یا نمیتواند؟! میتواند دیگر، این خیلی واضح است؛ یعنی در اینجا وقتی که سؤال کنیم حضرت نمیگوید که من از زمین یک توبره خاک برداشتم و فوت کردم و تبدیل به این شیر شد تا شما بگویید که پس این جسمیتش مستند به یک علت مادی است. آنچه را که حضرت در اینجا میفرماید و اولیاء هم اینطور فرمودند: این است که نفس ارادۀ حضرت خلق ماده میکند. حالا این خلق ماده که چیزی نیست، آن روح و نفسی که در او درست میکند مهم است ماده که چیزی نیست چون ماده أدنیَ العَوالم است أظلَم العَوالم است. وقتی که یک ولیّ نفس یک حیوان را درست کند ...، ماده درست کردن که برای او کاری ندارد چون مرتبۀ وجودی ماده خیلی ضعیفتر از آن نفس است پس آنچه را که حضرت در اینجا انجام میدهد چیست؟! از وجود خودش [است] که عبارت از اراده و مشیّت پروردگار از آن وجود خودش که همّت در او است میباشد که «العَارفُ یَخلق بِهِمَّتِه»؛2 این همتی که در نفس ولیّ است، این همت میآید و در تعلقش به ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾3 نفس تصور آن صورت علمیه خارج تحقق آن عین خارج است یعنی وقتی که صورت شیر را تصور میکند، ارادۀ او شیر را به وزان خارج درست میکند. اراده او وجود؛ حقیقت وجود است. از حقیقت وجود چیزی کم نمیشود یعنی [اینطور نیست که] تا حضرت شیر را درست کرد یکتکه از حقیقت وجود کم شد ...
- . سوره مائده (5) آیه 110. مطلع انوار، ج 12، ص 187:
«و در آن زمانى كه تو از گِل مثل صورت پرندهاى مىساختى به اذن من، و پس از آن در او مىدميدى و بدين جهت آن گِل دميده شده به اذن من به صورت پرندهاى به پرواز در مىآمد!» - . فصوص الحكم، ج 2، ص 81.
- 2. سوره یس (36) آیه 82. امامشناسی، ج 16، ص 18:
«اين است و جز اين نيست، امر خداوند آن است كه چون اراده كند چيزى موجود شود، به آن چيز مىگويد: بشو! و آن مىشود.»
- . سوره مائده (5) آیه 110. مطلع انوار، ج 12، ص 187:

