اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۰۴

0
منظومه
منظومه

کل درس سؤال و جواب

جلسه ۲۰۴

3
  • در اینجا دو سه مطلب هست که اینها را باید درنظر بگیریم، مطلب اوّل اینکه: ما سلسلۀ علل را همیشه سلسلۀ عرضیه نگاه می‌کنیم نه طولیه، یعنی فرض کنید که ما می‌گوییم که الآن ما هستیم، ده سال پیش خب چه بود! بیست سال پیش چه بود! پنجاه سال پیش چه بود، هزار سال پیش، یک میلیون سال پیش، یک میلیارد سال پیش، بعد به یک خطی می‌رسیم یا به یک نقطه‌ای می‌رسیم که آن نقطۀ زمین، خاک نبود، در آنجا من‌باب‌مثال ـ حالا روی فرضیه حالا درست است یا غلط است نمی‌دانیم ـ آتش بود، گاز بود، یک میلیارد سال قبل را هم باز رد می‌کنیم در آنجا فقط بر همه‌جا یک نوع عنصر خاص افشانده بودند.

  • باز عبور می‌کنیم بالأخره به یک نقطه‌ای می‌رسیم در آن نقطه مادۀ مشترکی، آن ماده، حالا اسمش را گاز بگذاریم هر چیزی، عنصر عالم را تشکیل می‌داد.

  • به آنجا که رسیدیم لب مرز است حالا از آن‌طرف به بعد دیگر هیچ. می‌خواهیم اسم آنجا را ربط حادث به قدیم بگذاریم یعنی در آن بزنگاه است که این حادث با یک امر قدیم ارتباط پیدا می‌کند. آن‌وقت صحبت در این همین مسائل پیش می‌آید که اگر این حادث است پس علتش هم باید حادث باشد، نمی‌شود علت، علت قدیم باشد درعین‌حال ما تخلف علت از معلول را هم باید بپذیریم.

  • وقتی که علتش قدیم است پس این قدم، قدم زمانی بوده است درحالتی‌که ما می‌بینیم این یک امر حادث است و این خلف است. این یک مطلب است که در اینجا سلسلۀ علل را در ناحیۀ عرْضی بررسی کرده‌اند یعنی گفته‌اند که ماده یک امری است که مجرد نمی‌تواند به آن ماده تعلق بگیرد، مجرد نمی‌تواند به او افاضه کند، نمی‌تواند ارتباط با ماده برقرار کند. اگر ماده بخواهد موجود بشود باید علت او هم علت مادی باشد و نمی‌شود علتش مجرد باشد. یعنی اینها جهت سنخیت بین ماده و مجرد را ملزوم برای عدم تحقق ماده از مجرد دانسته‌اند و در اینجا گیرکرده‌اند که چطور یک امر مجرد به یک امر مادی متبدل می‌شود. طبعاً صحبت در اینجا پیش می‌آید که آن مجرد با توجه به عدم سنخیتی که با ماده دارد چگونه می‌شود علت برای این باشد و بعداً صحبت در این است که خود آن مجرد جنبۀ قدم دارد، ماده جنبۀ حدوث دارد، بین این قدم و حدوث چگونه جمع می‌شود؟! مثلاً حرارت برای آتش جنبۀ ذاتی دارد، شما آبی روی آتش بگذارید، من‌باب‌مثال هزار سال بگذرد یک‌دفعه این آب گرم شود، مگر در طول این هزار سال این آتش گرما نداشت؟! مگر این علت برای سخونت ماء نبود؟! چطور شد که یک‌دفعه بعد از هزار سال این آب گرم شد درحالی‌که از اوّل وقتی که آب روی آتش بود باید گرم می‌شد؟!