جلسه ۲۰۴
4اگر این ماده به علت، به آن قِدَم استناد دارد، چطور در یک وقت خاصی این استارت زده میشود درحالتیکه معلول نباید از علتش جدا باشد. اگر شما بگویید که یک شرایط دیگری میخواهد و به علت کاری ندارد. صحبت در آن شرایط دیگر است که خود آن شرایط یعنی مُعدّات آیا قدیم هستند یا حادث هستند؟! آنوقت در نقل کلام به آنها باز همین مسئله پیش میآید که خود آن شرایط قدیم هستند، اگر قدیم باشند جنبۀ تأثیر شرطی آنها چگونه است! درهرصورت فرقی نمیکند. اینهم بهاصطلاح یکی از مطالبی است که در اینجا صحبت شده است.
یکی دیگر از مسائلی که در اینجا مورد بحث واقع میشود کیفیت نزول فیض است. به عبارت دیگر کیفیت حصول تکثر که در بحث قبلی بود و آن بحث قبلی ارتباط مستقیمی با اینجا دارد که اصلاً کثرت چگونه در این عالم پیدا میشود؟! آیا این کثرت یک امر، دفعی است یااینکه سلسله مراتب دارد و باید کثرت با آن سلسله مراتب در عالم تحقق پیدا کند؟! راجع به این بحث قبلاً عرض شد که به لحاظ لازمۀ طبعی نزول وجود در مرایا و تعیّنش در مرائی مختلف، این لازمه اقتضاء میکند یک سلسلۀ طولیهای ـ نه سلسلۀ عرضیه ـ در اینجا طی و پیدا شود و بهواسطۀ آن سلسلۀ طولیه این وجود در خارج تحقق پیدا کند و به این شکل دربیاید و بدون آن سلسلۀ طولیه این اشکال دارد.
من یک مثالی در اینجا بزنم و با این مثال این مطالب را جمع کنیم. البته بقیۀ بحث برای جلسۀ بعد میماند چون ادامه دارد. اگر ما صرفنظر از خلقت زمین و کرات و آسمانها بخواهیم این مسئله را بالوجدان نگاه کنیم در این معجزاتی که انبیاء میکنند ـ اینها مشاهدات است؛ جزء مشاهدات بدویّه است ـ ما چه تصوری داریم؟! فرض کنید اگر ارادۀ نفس ولیّ به خلق یک شیء تعلق بگیرد، آیا در مرحلۀ علّیت از سلسلۀ عرضیه مدد گرفته است یا این ارادۀ او به سلسلۀ طولیه تعلق گرفته است؟! منبابمثال وقتی که امام رضا علیهالسّلام اراده میکند و شیری در خارج درست میکند،1 آیا آن شیر ماده دارد یا ندارد؟! طبیعتاً ماده دارد، پفک که نیست شما دست بیندازید شیر بالا بیاید، سیصد کیلو وزن دارد! حالا اگر از حضرت بپرسید: شما که این شیر را آوردید و به این شکل درآوردید، آیا از باغ وحش برداشتید آوردید و در اینجا گذاشتید؟! یعنی فقط در اینجا یک حرکت قطعیۀ کمیّه پیدا شده است؟! حضرت میگوید: نه، من از کدام باغ وحش آوردم؟! من درستش کردم، از باغ وحش نیاوردم، اینکه هنر نیست آدم از آنجا بیاورد. بعد از حضرت سؤال میکنیم که واقعاً این شیر درست شده است یااینکه چشمبندی است؟! میگوید: درست شده است، ببینید دیگر، اگر بخواهید برای شما ده سال هم نگهش میدارم! جلوی چشمتان است. او را خورد شما را هم بخورد! ببینید او را خورد و پی کارش رفت.
- . عيون اخبار الرضا علیه السّلام، ج 1، ص 182. معاد شناسى، ج 1، ص 228:
... امّا اصل روايت در كتاب «عيون» چنين است كه مرحوم صدوق روايت ميكند از أبوالحسن بن قاسم المفسّر از يوسف بن محمّد بن زياد و علىّ بن محمّد بن سيّار، و اين دو نفر از دو پدرشان و آن دو پدر از حضرت امام حسن عسكرى عليهالسّلام از پدرش حضرت علىّ بن محمّد از پدرش حضرت محمّد بن علىّ عليهمالسّلام، و حضرت روايت را مفصّلاً ذكر مىكنند تا ميرسند به آنكه:
حاجب مأمون كه مأمور بود در مجلس، حضرت رضا را تحقير كند به آن حضرت گفت: مردم براى تو معجزاتى اثبات مىكنند كه براى احدى از مردم غير از تو اثبات نكردهاند؛ گویى معجزهاى مانند معجزه حضرت ابراهيم كه مرغان كشته شده را زنده كرد آوردهاى؟! اگر راست مىگویى پس امر كن به اين دو شير و آنها را زنده كن و بر من مسلط گردان! و مقصود حاجب دو صورت شيرى بود كه روبروى هم بر مسند مأمون نقش كرده بودند. حضرت به غضب درآمده و به آن دو صورت صدا زدند: بگيريد اين فاجر را! و اين مرد فاجر را طعمه خود قرار دهيد و از او عين و اثرى باقى نگذاريد!
آن دو شير برجستند و آن مرد را پاره كرده طعمه خود قرار دادند و استخوانهاى او را خرد كرده و جويدند و او را خوردند و خون او را ليسيدند ـ و مردم تماشا ميكردند و همه در تحيّر و حيرت فرو رفته بودند ـ و پس از آن خدمت حضرت ايستادند و عرض كردند: اى ولىّ خدا در روى زمين! آيا امر مىكنى كه با مأمون نيز اين عمل را انجام دهيم؟ مأمون از استماع اين سخن غش كرد، و حضرت فرمودند: بايستيد! و آنها به حال خود برگشتند الحديث.
- . عيون اخبار الرضا علیه السّلام، ج 1، ص 182. معاد شناسى، ج 1، ص 228:

