اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۰۵

0
منظومه
منظومه

نکته‌ها وگفته‌ها استاد

جلسه ۲۰۵

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  •  

  • تلمیذ: آقا با توجه به اینکه می‌خواهیم بگوییم معجزه انبیاء فقط از سلسلۀ طولیه است و در سلسلۀ عرضیه لازم نیست، این مسئله به‌هم نمی‌خورد؟!

  • استاد: مگر در اینجا اسباب نیست؟!

  • تلمیذ: اسباب و سنت به این شده که از طریق عرضیه هم باشد؟

  • تلمیذ: چه کسی گفته است؟

  • تلمیذ: چنان‌چه که داریم می‌بینیم در همین چیزها؟

  • استاد: این قضیه کجا نوشته است؟

  • تلمیذ: الآن در همین مسائلی که انسان به‌وجود آمده چطور به‌وجود آمده.

  • استاد: دفعی به‌وجود آمده است.

  • تلمیذ: نه غیر از حضرت آدم، ماها؛ ما الآن این طرق عرضی را طی نکردیم؟!

  • استاد: فرقی نمی‌کند، حضرت عیسی چطور بوده است؟! خلقت‌هایی که جنبه‌های غیر عادی دارد چطور بوده است؟! اصلاً به‌طورکلی، این «أبَى اللَّهُ أن يَجرىَ الأمور بأسبابِها»1 از یک جهت معنای عرفی دارد که دارند این معنا را لحاظ می‌کنند، این یک مسئلۀ عرفی و اخلاقی و تشریعی است، بر اینکه هر شخصی باید به‌دنبال تکلیف برود و به‌دنبال وظیفۀ خودش اقدام به آن تکلیف بکند. خلاصه ننشیند به اینکه مثلاً از بالا و پایین برایش روزی بیاید و مسائل حل بشود بلکه باید به‌دنبال کار برود تااینکه از راهِ اسباب ظاهر برایش پیدا بشود.

  • تعلّق مشیّت خدا بر حرکت نظام عالم طبق علل و اسباب

  • یااینکه فرض کنید وقتی که مریض می‌شود در خانه‌اش ننشیند، بگوید: خدایا خوب کن! باید بلند شود نزد دکتر برود و دارو و درمان کند؛ از همین علف‌ها و گیاه‌ها و قرص‌ها و کپسول بخورد تا خوب بشود و همین‌طور مشیّت خدا بر این تعلق گرفته است که نظام عالم بر طبق علل و اسباب حرکت کند. این یک معنایی است که در این‌گونه امور این عبارت به‌کار می‌رود؛ در تکاهل، تساهل، مسامحه، اِهمال و این‌گونه موارد، اما معنای حقیقی و واقعی او این است که هر امری که از طرف خداوند در این عالم نزول پیدا می‌کند، یک سلسله اسبابی را ‌خواهی‌نخواهی‌ طی می‌کند تااینکه در این عالم تقرّر و حدوث پیدا کند. طفره محال است؛ یعنی یک مرتبه یا یک امر قبل از اینکه مرتبه‌ای را بپیماید به مرتبۀ دیگر بیفتد. و اما اینکه آیا در خود این عالم هم ما یک نظم واحد را به یک نسق واحد مشاهده کنیم [این‌طور نیست] و ما در همین‌جا یک‌هم‌چنین چیزی نمی‌بینیم. چه کسی هم‌چنین مطلبی را گفته است؟! شما بچه‌ای را که رحم مادر است، یک وقت می‌بینید که ده‌ماهه به دنیا می‌آید، یک وقت نه‌ماهه، یک وقت شش‌ماهه، یک وقت هفت‌ماهه، چنین چیزی نیست که حتماً باید رأس نُه ماه باشد.

    1. الکافي، ج ۱، كِتابُ الحُجَّة، بابُ مَعرفةِ اَلإمامِ و الرَّدِّ إِليه، ص۱۸۳، ح 7:
      «عَن رِبعىِّ بنِ عَبدِاللَّهِ عَن أبى ‌عَبدِاللَّهِ عليه السّلام أنَّهُ قالَ: أبَى اللَّهُ أن يجرىَ الأشياءَ إلّا بِأسبابٍ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَى‌ءٍ سَبَبًا وَ جَعَلَ لِكُلِّ سَبَبٍ شَرحًا وَ جَعَلَ لِكُلِّ شَرحٍ عِلمًا وَ جَعَلَ لِكُلِّ عِلمٍ بابًا ناطِقًا عَرَفَهُ مَن عَرَفَهُ وَ جَهِلَهُ مَن جَهِلَهُ ذاكَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وَ نَحنُ». ترجمه:
      «ربعی بن عبدالله از امام صادق علیه‌السّلام نقل می‌کند که خداوند إبا دارد كه اشياء را جارى كند به جز به وسيله اسباب. به همين دليل، براى هر سببى، شرحى قرار داده است و براى هر شرحى، علمى قرار داده است و براى هر علمى، دروازه ناطقى قرار داده است. هر كسى كه آن را بشناسد كه شناخته و هر كسى كه بدان جاهل باشد كه جاهل است. آن باب و دروازه، رسول خدا صلى الله عليه و آله و ما ائمه معصومين است.»