جلسه ۲۰۵
3یااینکه فرض کنید فلان گیاه اگر زمین، زمین مساعد باشد یک هفتهای سبز میشود و بالا میآید، اگر زمین نامساعد باشد دو ماه طول میکشد تا این بالا بیاید. یک نظم واحد نداریم. بهطورکلی تمام مسائلی که در عالم طبع انجام میگیرد براساس یک تأثیر و تأثّراتی است که اینها دستبهدست هم میدهند تا این نشئت پیدا کند. حالا یک وقتی تسریع در این مطلب است و یک وقتی بُطء1 در این مسئله است؛ برحسب آن چیزی را که اقتضا میکند و آن مشیّت الهیهای که در آن مظهر جلوه کرده است.
مثلاً شما تب میکنید و یک دارویی میخورید که بعد از یک هفته تب شما را تمام میکند و یک وقتی یک قرص میخورید تا شب خوب میشوید. این «تمام»، «أبَى اللَّهُ أن يَجرىَ الأمور بأسبابِها» هست، منتها سبب «قوی» داریم و سبب «اقویٰ» داریم یعنی این تأثیری که این قرص دارد ایجاد میکند، این تأثیر که بدون مشیّت خدا نیست بلکه عین مشیّت خدا است منتها چون این علت برای قلع و قمع میکروب یا آن ویروس قویتر است در عرض دوازده ساعت تب شما را تبدیل به صحت و سلامتی میکند ولی [اگر] همین قرص را شما تبدیل به یک قرص دیگر کنید یا این گیاه را تبدیل به یک گیاه دیگر کنید، چون مشیّت خدا در آنجا بهنحو غیر اقویٰ در جریان است لذا اثر این را ندارد، اثرش کمتر میشود پس ما در همین عالم همین را داریم مشاهده میکنیم. حالا اگر یک قرص درست کردند که بعد از یک دقیقه شما خوب شدید، آیا این خلاف «أبَى اللَّهُ أن يَجرىَ الأمور بأسبابِها» است؟! اگر یک قرص به شما دادند که پنج ثانیه بعد خوب شدید یعنی همینکه این قرص در معدۀ شما رفت تب شما اصلاً خوب شد اینکه خلاف نیست پس آنوقت چطور شد؟! آن قرص که میخورید و بعد از پنج ثانیه خوب میشوید این در اینجا «يَجرىَ الأمور» نیست اما اگر شخصی یک حمد بخواند و این حمد شما را بعد از پنج ثانیه یا دو ثانیه خوب کند این خلاف «يَجرىَ الأمور» است؟! چه فرق میکند؟! اگر ما مسئله را این بدانیم که اراده و مشیّت خدا آمده و در این شیء خارجی نزول پیدا کرده است و او موجب بهبودی این مسئله است، چرا آن اراده و مشیّت خدا در نَفَس آن شخصی که دارای نَفْس پاک است جلوه پیدا نکند و تأثیر نگذارد؟! اینهم خلاف «أبَى اللَّهُ أن يَجرىَ الأمور بأسبابِها» نیست. همانطوریکه آن برای بهبودی علت است نَفَس این شخص صافیضمیر هم برای بهبودی علت است منتها ممکن است هر چیزی دارای علل مختلفی باشد همانطور که برای رفع سرماخوردگی ممکن است راههای مختلفی وجود داشته باشد؛ منبابمثال یک راه این است که شما قرص بخورید، یک راه این است که در آب سرد بروید تا حرارت بدنتان پایین بیاید. یک راه به این است که فرض کنید فلان گیاه را بخورید یا به این است که فلان شیاف و فلان چیز را اِماله کنید. اینها همه راههای مختلفی هست برای اینکه این سرماخوردگی شما رفع بشود و در تمام اینها مشیّت خدا وجود دارد، یکی از این راهها هم همان ارادۀ شخص پاک است؛ آن شخصی که دلش پاک است اراده میکند و بهبود پیدا میشود. چرا ما دو ببینیم و «يَجرىَ الأمور» را حتماً به علل مادی منحصر کنیم؟! اصلاً علل مادی دیدن در اینجا غلط است چون ماده که مؤثّر نیست بلکه مؤثّر عبارت از مشیّت الهی است که آن مشیّت الهی به این شیء خاص، به این کپسول خاص، به این آنتیبیوتیک خاص یا به این علف و گیاه خاص تعلق پیدا میکند.
- . لغتنامه دهخدا: «بطء: درنگی وآهستگی.»

