اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

85. غرر في ربط الحادث بالقديم

جلسه ۲۰۶

11
  • این مطلب ملاّصدرا که اشکالات عدیده‌ای [بر آن] هست که البته اینها را موقعی که اسفار و این چیزها می‌خواندیم من یادداشت کردم بعد هرچه گشتم پیدا نکردم، یک‌وقت هم با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ راجع به بعضی از این مسائل بحث کردم.

  • یکی از آن اشکالات این است که ما نگاه می‌کنیم می‌بینیم که ارواح انبیاء و اولیاء از قبل بودند اگر شما براساس حرکت جوهریه قائل به جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء هستید پس این ارواح کجا بودند؟! آیا ارواح جنبۀ فعلی داشتند یا نداشتند؟! اگر آنها جنبۀ استعداد داشتند پس دیگر خلقت آسمان و زمین و امثال‌ذلک که نمی‌تواند با آن استعداد تحقق پیدا کند و باید جنبۀ فعلی باشد. اگر آنها جنبۀ فعلی داشتند پس چرا شما می‌گویید: «جسمانیة الحدوث»؟! پس معلوم است نبوده است من‌باب‌مثال زیدی که چهار هزار سال دیگر می‌خواهد از یک جسمی به‌وجود بیاید من می‌توانم بگویم که الآن روحش هست؟! نه، تازه الآن جسمش هم نیست چه برسد به روحش که الآن بخواهد باشد، چهار هزار سال بعد بر این تعلق [بگیرد]، اگر شما می‌گویید که آنجا عالم ثابتات است این تغییر که نمی‌شود در آنجا باشد پس باید بگویید که این تغییر هم در آنجا از اوّل بوده است، تغییر که در آنجا بوده است پس همان تغییر باعث خلقت روح هم شده است بنابراین کاری به این نشئه ندارد، این نشئه فقط جنبۀ نزولش را می‌گوید اما جنبۀ حقیقتش در عالم ملکوت ثابت است، ثبوتش در عالم ملکوت هم دلالت بر ثبوت روح می‌کند. آن‌وقت دیگر پس چرا ما نیاز داریم به اینکه بگوییم که از این ماده و اینها پیدا می‌شود؟! این یک مسائلی است که بر این قضیه بار می‌شود و نمی‌توانیم بگوییم که تقصیر ایشان است به‌خاطر اینکه اینها یک مسائل اشرافات و این حرف‌ها می‌خواهد.

  • آن مطلبی که ما می‌توانیم شاید به‌وسیلۀ او کلام ملاّصدرا را توجیه کنیم این است که یک حقیقت مجردی ـ چه ماده باشد و چه ماده نباشد ـ عبارت از این است که این ماده به آن حقیقت مجردِ در خودش یک استنادی دارد و همان‌طوری‌که من قبلاً عرض می‌کردم و روی این قضیه خیلی تأکید می‌کردم این است که ما داریم به‌طورکلی بین ماده و مجرد جدایی می‌اندازیم و تمام اشکالات از این پیدا می‌شود. اگر گفتیم که ماده و مجرد حقیقت واحدی هستند که صورت آنها عوض می‌شود یعنی همین ماده که کتاب است و دویست و پنجاه گرم یا سیصد گرم الآن وزنش است یک حقیقت مجرده‌ای او را به این سیصد گرم درآورده است که آن حقیقت مجرد وزن ندارد و آن در این تغییر و تبدّلات تبدیل به روح می‌شود، نه این صورت، این صورت هیچ‌وقت تبدیل به روح نخواهد شد. آن حقیقت مجرده که در بستر مناسب قرار بگیرد به‌واسطۀ حرکت جوهری در خودش تبدیل به نفس نامیه می‌شود و تبدیل به نفس حیوانی می‌شود و تبدیل به نفس انسانی می‌شود، خصوصاً با این مسائل امروز که پیدا شده است که اسپرم دارای روح است و حرکت دارد و این حرکت تبدیل به علقه می‌شود و علقه تبدیل به حیوان می‌شود پس این روحی که الآن این اسپرم دارد کجا می‌رود؟!