جلسه ۲۰۶
13تلمیذ: یعنی میفرمایید: تجزّی؟!
استاد: روح که تجزّی پیدا نمیکند جزئش تجزّی پیدا میکند، روحهای ما باهم تفاوت دارد یا ندارد؟ نه، این متجزّی است دیگر یعنی روح تجزّی میشود؟! یا این حقیقت واحد است و صور مختلفی به خود میگیرد؟! خلاصه اینجا مسائل خیلی زیاد است و گیج هم میشوید. این غذایی که شما میخورید وقتی که در بدن میرود با نفس نباتی و نفس حیوانی شما سنخیت پیدا میکند، درست شد؟! این سنخیت شما با آن نفس نباتی بهواسطۀ آن مُعِدّات و اسبابی که خداوند در بدن گذاشته است جنبۀ مادی را به خود میگیرد و بهواسطۀ تعلق روح بر بدن، آن روح به این حیات میدهد یعنی خودش را در این جنبۀ نباتی تنازل میدهد لذا میبینید حرکت میکند و لذا شما میبینید این خصوصیات پدر در این پیدا میشود، این بهخاطر چیست؟! بهخاطر بدن که نیست بهخاطر روح و نفسش است، حالا برفرض هم که بدن مثل او باشد؛ چشم، ابرو، دماغ، دهان و بقیۀ جاهای او مثل پدرش باشد.
تلمیذ: این روح ایجاد میکند؟
استاد: بله ایجاد میکند.
تلمیذ: یا از همان روحی که خودش داشت [به او] میدهد؟
استاد: از همان دیگر، از آن روحی که الآن در این ... .
تلمیذ: ایجاد یعنی از عدم بهوجود میآورد؟ اینطور که نمیشود.
استاد: مگر خودش وجود ندارد؟!
تلمیذ: از وجود خودش بهوجود میآورد.
استاد: از وجود خودش این را هم حیات میدهد مثل حیات خودش دیگر.
تلمیذ: روح انسانی به خودش میدهد. همانطور که فرمودید مثلاً حیات آن عقول همه روح حیوانی دارد، چون روح انسانی که ندارد؟
استاد: بله.
تلمیذ: پس فرمودید که این از خودِ انسان نشئت میگیرد چرا روح انسانی نشئت نگیرد؟
استاد: خودِ انسان هم دارای روحهای متفاوتی است خود انسان درعینحال که دارای روح انسانی هست دارای روح نباتی است دارای روح حیوانی است. الآن این بدن شما غذا را میخورد بهواسطۀ روح انسانی که نمیخورد بهواسطۀ روح نباتی میخورد. شما که این کارها را انجام میدهید کارهایی که خوشتان میآید بهواسطۀ روح انسانی نیست بهواسطۀ روح حیوانی است والاّ شما به مقام انسانیت برسید دیگر اصلاً از این چیزها تنفر پیدا میکنید.

