جلسه ۲۰۶
14تلمیذ: هنوز انسان نشدیم؟
استاد: لذا در آن دنیا چون ما به مقام تجرد انسانی میرسیم این مسائل هم دیگر آنجا برداشته میشود، دیگر همۀ اینها در آنجا نیست. آنجا دیگر فقط عالم، عالم انسان است. اینجا است دیگر آن مطلبی که مرحوم آقا خیلی مسئلۀ دقیقی از مرحوم آقای حداد ـ رضوان الله علیهما ـ میفرمودند که مقام انسان بالاتر از این حرفهاست که نظر به عالم کثرت و شهوت و اینها کند، اگر یک نفر را در یک جایی بیندازند و از این مسائل در محیطش نگذارند هیچوقت فکر و ذکرش به این چیزها نمیآید یعنی اصلاً بهطورکلی وقتی زمینه نداشته باشد، نمیآید چون آن روح به این عالم ماده تنازل نمیکند تااینکه توجه و میل بر این چیزها پیدا شود، همۀ اینها بهخاطر همین است که آن روح...، آنوقت صحبت در این است و عجیب اینجا است که این روح انسانی بهخاطر جمعیتی که دارد آن جمعیت موجب میشود که هم در جهت نباتی حرکت کند؛ غذا بخورد، دفع و نبات و امثالذلک، هم در جهت حیوانی حرکت کند؛ تکثیر مثل کند و امثالذلک، هم در جهت انسانی حرکت کند و از صور عقلیه استفاده کند یعنی نهاینکه همانطوریکه این حکماء میگویند بهواسطۀ تکاملی که پیدا میکنند نفس نباتی را کنار بگذارد، تبدیل به حیوانی شود بعد حیوانی را کنار بگذارد و تبدیل به ... .
از جمادی مُردم و نامی شدم1 و امثالذلک! نه! در عین اینکه این حرکت را میکند مراتب مادون را واجد است، نهاینکه کنار میگذارد، انصرام پیدا نمیکند، دارد و بالاتر میرود، درست شد؟!
بنابراین ما بهواسطۀ ثبوت جوهر ماده نمیتوانیم حرکت جوهری را ثابت کنیم، چرا؟! چون میبینیم که ذات دارد تغییر پیدا میکند و خود ذات دائماً تبدیل به شیء دیگر میشود ولی بهواسطۀ آن همان ثبات در آن حقیقت و بساطت وجود میتوانیم ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾ را ثابت کنیم.
- . مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش ۱۸۷ـ جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را.

